award

[ایالات متحده]/əˈwɔːd/
[بریتانیا]/əˈwɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اعطا کردن یا بخشیدن; تعیین کردن
n. جایزه یا افتخار; قضاوت
Word Forms
قسمت سوم فعلawarded
جمعawards
صفت یا فعل حال استمراریawarding
شکل سوم شخص مفردawards
زمان گذشتهawarded

عبارات و ترکیب‌ها

award ceremony

جشن اهدای جوایز

winning an award

برنده شدن در یک جایزه

academy award

جایزه آکادمی

arbitral award

جایزه داوری

arbitration award

حکم داوری

special award

جایزه ویژه

contract award

اهدای قرارداد

national book award

جایزه کتاب ملی

final award

جایزه نهایی

grammy award

جایزه گرمی

جملات نمونه

the award of an honorary doctorate.

اعطای دکترای افتخاری

he was awarded the Military Cross.

او نشان لیاقت نظامی دریافت کرد.

the company's annual award for high-quality service.

جایزه سالانه شرکت برای خدمات با کیفیت بالا.

he was awarded the victor's belt.

او کمربند پیروزمند را دریافت کرد.

the award was instituted in 1900.

این جایزه در سال 1900 ایجاد شد.

awards can be for highly variable amounts.

جایزه‌ها می‌توانند برای مبالغ بسیار متغیر باشند.

The court awarded heavy damages.

دادگاه خسارات سنگین را تعیین کرد.

They awarded John the first prize.

آنها جایزه اول را به جان اعطا کردند.

They awarded scholarships to needy students.

آنها بورسیه تحصیلی به دانشجویان نیازمند اعطا کردند.

He received a posthumous award for bravery.

او به طور پس از مرگ برای شجاعت مورد تقدیر قرار گرفت.

awards to help people gain access to training.

جوایزی برای کمک به مردم برای دسترسی به آموزش.

another agency were awarded the account.

یک آژانس دیگر مسئولیت حساب را بر عهده گرفت.

he received an award in acknowledgement of his work.

او به عنوان قدردانی از کارش مورد تقدیر قرار گرفت.

the awards are about industry politics and backslapping.

این جوایز در مورد سیاست‌های صنعتی و چاپلوسی هستند.

we've bagged three awards for excellence.

ما سه جایزه برای برتری کسب کرده‌ایم.

she copped an award for her role in the film.

او جایزه‌ای برای نقش خود در فیلم دریافت کرد.

the programme won an award for its news coverage.

این برنامه به دلیل پوشش خبری خود جایزه ای دریافت کرد.

نمونه‌های واقعی

The eminent poet won numerous awards.

شاعر برجسته برنده جوایز متعدد بود.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Hollywood will be handing out awards tomorrow night - the Academy Awards.

هالیوود امشب جوایز را اهدا خواهد کرد - جایزه اسکار.

منبع: NPR News March 2014 Compilation

They give out awards to people like me!

آنها جوایزی به آدم‌هایی مثل من می‌دهند!

منبع: Modern Family - Season 07

" We therefore award him forty-seven points."

"بنابراین، ما چهل و هفت امتیاز به او اهدا می‌کنیم."

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Was it like, what " Critic's Choice Awards? "

آیا مثل این بود، چه کسی "جوایز انتخاب منتقد"؟

منبع: Idol speaks English fluently.

I didn't even know this award existed.

من حتی نمی‌دانستم چنین جایزی وجود دارد.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

It received 12 Emmy awards this year.

امسال 12 جایزه امی دریافت کرد.

منبع: VOA Special September 2016 Collection

The book received many awards and honors.

کتاب جوایز و افتخارات زیادی دریافت کرد.

منبع: VOA Special October 2022 Collection

This is actually the second award for the evening.

در واقع این دومین جایزه امشب است.

منبع: Idol speaks English fluently.

Hillary has been presented countless awards and honors.

هیلاری جوایز و افتخارات فراوانی دریافت کرده است.

منبع: Entering Yale University

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید