accordions

[ایالات متحده]/əˈkɔːr.dʒənz/
[بریتانیا]/ˌæk.əˈrɔː.djən.z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع آکاردئون؛ یک ساز موسیقی با بلوز و کلیدهایی که با فشار دادن یا رها کردن کلیدها در حین کار با بلوز صدا تولید می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

accordion music festival

جشنواره موسیقی آکاردئون

accordions for sale

آکاردئون‌های برای فروش

famous accordion players

نوازندگان آکاردئون مشهور

جملات نمونه

the concert featured talented musicians playing accordions.

اجرا شامل نوازندگان با استعداد بود که آکاردئون می‌نواختند.

he learned to play the accordion as a child.

او یاد گرفت که در کودکی آکاردئون بزند.

the accordion is a versatile instrument with a wide range of sounds.

آکاردئون یک ساز همه‌کاره با طیف گسترده‌ای از صداها است.

her grandmother used to play the accordion at family gatherings.

مادربزرگش در دورهمی‌های خانوادگی آکاردئون می‌نواخت.

the sound of the accordions filled the air with a lively melody.

صدای آکاردئون‌ها هوا را با یک ملودی پرانرژی پر کرد.

accordion music is popular in many parts of europe.

موسیقی آکاردئون در بسیاری از نقاط اروپا محبوب است.

they bought a new accordion for their daughter's birthday.

آنها یک آکاردئون جدید برای تولد دخترشان خریدند.

the accordionist skillfully played a complex piece.

آکاردئونیست با مهارت یک قطعه پیچیده را اجرا کرد.

he was fascinated by the way the accordion worked.

او مجذوب نحوه کارکرد آکاردئون بود.

the accordions were a central part of their musical heritage.

آکاردئون‌ها بخش مهمی از میراث موسیقیایی آنها بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید