achievably

[ایالات متحده]/[ˈɑːtʃɪvəbli]/
[بریتانیا]/[ˈɑːtʃɪvəbli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل دستیابی باشد؛ قابل انجام بودن؛ به نحوی که امکان دستیابی فراهم شود.

عبارات و ترکیب‌ها

achievably successful

قابل دستیابی و موفق

achievably high

قابل دستیابی و بالا

achievably within reach

قابل دستیابی و در دسترس

achievably good

قابل دستیابی و خوب

achievably complete

قابل دستیابی و کامل

achievably sustainable

قابل دستیابی و پایدار

achievably profitable

قابل دستیابی و سودآور

achievably efficient

قابل دستیابی و کارآمد

achievably innovative

قابل دستیابی و نوآورانه

achievably positive

قابل دستیابی و مثبت

جملات نمونه

the company set an achievably high target for sales growth this quarter.

شرکت برای رشد فروش این فصل، یک هدف بلند اما دست یافتنی تعیین کرد.

it's an achievably ambitious goal, but requires dedication and hard work.

این یک هدف بلندپروازانه و دست یافتنی است، اما نیاز به تعهد و تلاش دارد.

we believe the project's objectives are achievably within our budget.

ما معتقدیم اهداف پروژه دست یافتنی و در محدوده بودجه ما قرار دارد.

achievably reducing carbon emissions will require significant policy changes.

کاهش دست یافتنی انتشار کربن نیازمند تغییرات سیاست‌های مهمی خواهد بود.

the team demonstrated that the deadline was achievably met with proper planning.

تیم نشان داد که با برنامه‌ریزی مناسب، مهلت مقرر به طور دست یافتنی انجام شده است.

achievably improving customer satisfaction is a key focus for the year.

بهبود دست یافتنی رضایت مشتری، تمرکز اصلی سال است.

the research aims to identify achievably sustainable farming practices.

تحقیقات با هدف شناسایی شیوه‌های کشاورزی پایدار و دست یافتنی انجام می‌شود.

achievably increasing market share requires a strong marketing strategy.

افزایش دست یافتنی سهم بازار نیازمند یک استراتژی بازاریابی قوی است.

the government hopes to create an achievably inclusive society for all citizens.

دولت امیدوار است یک جامعه فراگیر و دست یافتنی برای همه شهروندان ایجاد کند.

it's an achievably challenging task, but we're confident in our ability.

این یک وظیفه چالش برانگیز و دست یافتنی است، اما ما به توانایی خود اطمینان داریم.

achievably expanding into new markets is a priority for the business.

گسترش دست یافتنی به بازارهای جدید، اولویت اصلی کسب و کار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید