acquaints

[ایالات متحده]/əˈkweɪnts/
[بریتانیا]/əˈkwɛnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آشنا کردن کسی با چیزی یا کسی;; دادن اطلاعات به کسی درباره چیزی;; اطلاع دادن رسمی به کسی درباره چیزی;

عبارات و ترکیب‌ها

acquaints oneself with

با خود آشنا می شود

acquaintance with

آشنایی با

acquainted with

آشنا با

becomes acquainted with

با آن آشنا می شود

acquainted through

از طریق آشنایی

acquaintance is made

آشنایی حاصل می شود

acquainted to

معرفی به

جملات نمونه

the new employee acquaints himself with the company's policies.

کارمند جدید خود را با سیاست‌های شرکت آشنا می‌کند.

she acquaints herself with the local customs before traveling abroad.

او قبل از سفر به خارج از کشور، خود را با آداب و رسوم محلی آشنا می‌کند.

the tour guide acquaints visitors with the history of the city.

راهنمای تور بازدیدکنندگان را با تاریخ شهر آشنا می‌کند.

he acquaints himself with the new software by reading the manual.

او با خواندن دفترچه راهنما، خود را با نرم‌افزار جدید آشنا می‌کند.

the workshop acquaints participants with the latest technologies.

کارگاه، شرکت‌کنندگان را با آخرین فناوری‌ها آشنا می‌کند.

the book acquaints readers with different cultures around the world.

کتاب، خوانندگان را با فرهنگ‌های مختلف در سراسر جهان آشنا می‌کند.

it takes time to really acquaint yourself with a new city.

برای آشنا شدن با یک شهر جدید، زمان لازم است.

the training program acquaints soldiers with combat tactics.

برنامه آموزشی سربازان را با تاکتیک‌های رزمی آشنا می‌کند.

she acquaints herself with the tools before starting the project.

او قبل از شروع پروژه، خود را با ابزارها آشنا می‌کند.

the website acquaints users with its features and benefits.

وب‌سایت کاربران را با ویژگی‌ها و مزایای خود آشنا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید