initiates

[ایالات متحده]/ɪˈnɪʃieɪts/
[بریتانیا]/ɪˈnɪʃieɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شروع می‌کند یا آغاز می‌کند چیزی را؛ آموزش می‌دهد یا دانش را منتقل می‌کند؛ فرآیندی را راه‌اندازی می‌کند یا آغاز می‌کند؛ اعضای جدید را به یک گروه می‌پذیرد

عبارات و ترکیب‌ها

initiates process

شروع فرآیند

initiates action

شروع اقدام

initiates change

شروع تغییر

initiates project

شروع پروژه

initiates discussion

شروع بحث

initiates communication

شروع ارتباط

initiates meeting

شروع جلسه

initiates request

شروع درخواست

initiates review

شروع بررسی

initiates procedure

شروع رویه

جملات نمونه

the project initiates a new phase of development.

پروژه یک فاز جدید از توسعه را آغاز می‌کند.

he initiates the conversation with a friendly greeting.

او مکالمه را با یک خوشامدگویی دوستانه آغاز می‌کند.

the organization initiates a campaign for environmental awareness.

سازمان یک کمپین برای آگاهی‌رسانی زیست‌محیطی آغاز می‌کند.

the teacher initiates a discussion about climate change.

معلم یک بحث در مورد تغییرات آب و هوایی آغاز می‌کند.

the software initiates a backup process automatically.

نرم‌افزار به‌طور خودکار یک فرآیند پشتیبان‌گیری را آغاز می‌کند.

the committee initiates a review of the existing policies.

کمیته یک بررسی از سیاست‌های موجود را آغاز می‌کند.

the athlete initiates the training session with warm-up exercises.

ورزشکار جلسه تمرین را با تمرینات گرم‌کنشی آغاز می‌کند.

the program initiates an evaluation of student performance.

برنامه یک ارزیابی از عملکرد دانش‌آموزان را آغاز می‌کند.

she initiates a plan to improve team collaboration.

او یک برنامه برای بهبود همکاری تیمی آغاز می‌کند.

the government initiates new regulations to enhance safety.

دولت مقررات جدیدی را برای افزایش ایمنی آغاز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید