acquiescer

[ایالات متحده]/ˌækwiˈesə/
[بریتانیا]/ˌækwiˈesər/

ترجمه

n. یک فرد که قبول می‌کند؛ کسی که بدون اعتراض پذیرفته یا موافقت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

an acquiescer

قبول کننده

the acquiescer

قبول کننده

reluctant acquiescer

قبول کننده ناگزیر

willing acquiescer

قبول کننده داوطلب

quiet acquiescer

قبول کننده خاموش

common acquiescer

قبول کننده عام

acquiescers agree

قبول کننده ها موافقت می کنند

be an acquiescer

قبول کننده باشید

become an acquiescer

قبول کننده شوید

acquiescer mindset

ذهن قبول کننده

جملات نمونه

he is a reluctant acquiescer who eventually agreed to the proposal.

او یک قبول کننده متعهد نمی‌باشد که در نهایت به پیشنهاد موافقت کرد.

as an acquiescer, she gave reluctant consent after weeks of debate.

به عنوان یک قبول کننده، او پس از چند هفته بحث، موافقت متعهدانه ایجاد کرد.

the manager labeled him an acquiescer and expected him to go along with the plan.

مدیر او را یک قبول کننده نامید و انتظار داشت که با برنامه همراه باشد.

he remained a silent acquiescer, never voicing concerns in meetings.

او باقی ماند یک قبول کننده خاموش، هرگز نگرانی‌های خود را در جلسات بیان نکرد.

she is no mere acquiescer; she pushes back when the terms are unfair.

او تنها یک قبول کننده نیست، وقتی شرایط غیر عادلانه است، علیه آن می‌کند.

his role as an acquiescer made him an easy target for peer pressure.

نقش او به عنوان یک قبول کننده او را به یک هدف آسان برای فشار همکاری تبدیل کرد.

the committee needed an acquiescer to build consensus and keep negotiations moving.

کمیته یک قبول کننده را نیاز داشت تا اجماع را بسازد و مذاکرات را به پیش ببرد.

he acted as an acquiescer to avoid conflict, even when he disagreed.

او به عنوان یک قبول کننده عمل کرد تا از تعارض جلوگیری کند، حتی وقتی که با توافق متفق نبود.

they treated her as an acquiescer and assumed she would comply without question.

آن‌ها او را به عنوان یک قبول کننده در نظر گرفتند و فرض کردند که بدون سوالی از آن پیروی خواهد کرد.

in the dispute, he was an acquiescer under pressure, signing the deal to end the standoff.

در اختلاف، او تحت فشار یک قبول کننده بود، قرارداد را امضا کرد تا تعطیلی را پایان دهد.

she refused to be an acquiescer and demanded clear accountability.

او بازماند از اینکه یک قبول کننده باشد و مسئولیت‌پذیری واضح را خواست.

as a cautious acquiescer, he agreed only after seeking assurances in writing.

به عنوان یک قبول کننده با احتیاط، او فقط پس از دریافت تضمین‌های نوشتاری موافقت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید