acquires

[ایالات متحده]/əˈkwaɪərz/
[بریتانیا]/əˈkwɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دست آوردن یا مالکیت چیزی را به دست آوردن.; هدفی را با استفاده از یک حسگر به تصرف درآوردن.; چیزی را به دست آوردن یا رسیدن به آن.; تصرف کردن یا به دست آوردن (در محاسبات، رباتیک و غیره).

عبارات و ترکیب‌ها

acquires new knowledge

کسب دانش جدید

acquires a skill

کسب یک مهارت

acquires valuable experience

کسب تجربه ارزشمند

acquires assets

کسب دارایی

acquires a company

خرید یک شرکت

acquires funding

جذب بودجه

acquires property

خرید ملک

acquires a customer

جذب مشتری

acquires data

جمع آوری داده

جملات نمونه

the company acquires new technology through research and development.

شرکت از طریق تحقیق و توسعه فناوری جدیدی را به دست می‌آورد.

she acquires knowledge by reading widely.

او با مطالعه گسترده دانش به دست می‌آورد.

he acquires skills through practice and experience.

او با تمرین و تجربه مهارت به دست می‌آورد.

the museum acquires artifacts from around the world.

موزه مصنوعات را از سرتاسر جهان به دست می‌آورد.

the government acquires land for new infrastructure projects.

دولت زمین را برای پروژه‌های زیرساختی جدید به دست می‌آورد.

he acquires a reputation for being honest and reliable.

او شهرتی برای صداقت و قابلیت اطمینان به دست می‌آورد.

the company acquires competitors to expand its market share.

شرکت برای گسترش سهم بازار خود، رقبای خود را به دست می‌آورد.

she acquires a taste for fine wine.

او سلیقه‌ای برای شراب خوب پیدا می‌کند.

the artist acquires inspiration from nature.

هنرمند از طبیعت الهام می‌گیرد.

he acquires a new car every few years.

او هر چند سال یک بار یک ماشین جدید می‌خرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید