admired

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محترم و مورد احترام; احساس تحسین
v. حسادت کردن، ستایش کردن; با تحسین نگریستن.
Word Forms
زمان گذشتهadmired
قسمت سوم فعلadmired

عبارات و ترکیب‌ها

greatly admired

بسیار مورد تحسین قرار گرفته

highly admired

بشدید مورد تحسین قرار گرفته

deeply admired

به طور عمیق مورد تحسین قرار گرفته

widely admired

به طور گسترده مورد تحسین قرار گرفته

universally admired

به طور جهانی مورد تحسین قرار گرفته

جملات نمونه

We admired the delicacy of the craftsmanship.

ما ظرافت صنعتگری را تحسین کردیم.

We all admired at his sudden success.

ما همگی تحت تاثیر موفقیت ناگهانی او قرار گرفتیم.

He admired the graceful, supple movements of the dancers.

او حرکات ظریف و انعطاف پذیر رقصندگان را تحسین کرد.

They all admired him for his diplomatic skills.

آنها همگی او را به خاطر مهارت های دیپلماتیکش تحسین کردند.

I admired the general who was a master of strategy.

من ژنرال را که یک استراتژیست بود، تحسین کردم.

He admired the city's wide streets.

او خیابان های عریض شهر را تحسین کرد.

He was admired for his chivalry.

او به خاطر شوالیه گری مورد تحسین قرار گرفت.

We admired the superb craftsmanship of the furniture.

ما هنر فوق العاده ساخت مبلمان را تحسین کردیم.

Her skin was admired for its velvety softness.

پوست او به خاطر لطافت مخملی اش تحسین می شد.

Everyone admired the way she faced out the opposition in the debate.

همه از نحوه مقابله او با مخالفان در بحث تحسین کردند.

Everybody of us admired her slender figure.

همه ما چهره لاغر و خوش اندام او را تحسین کردیم.

his visitors admired his spirit and good temper.

بازدیدکنندگان او روحیه و اخلاق خوب او را تحسین کردند.

As a young man he was admired, but as an old man he became a figure of fun.

وقتی جوان بود مورد تحسین قرار می گرفت، اما وقتی پیر شد به شخصیتی خنده دار تبدیل شد.

The former Hoechst headquarters, a redbrick relic of the 1920s, is an admired piece of Bauhaus architecture.

ساختمان سابق دفتر مرکزی Hoechst، یک بقایای آجری قرمز از دهه 1920، یک نمونه تحسین برانگیز از معماری Bauhaus است.

We all admired her for the way she saved the children from the fire.

ما همگی او را به خاطر نحوه نجات کودکان از آتش تحسین کردیم.

The worker operated the machine expertly;we admired him greatly.

کارگر دستگاه را به طرز ماهرانه ای کار کرد؛ ما بسیار او را تحسین کردیم.

If you are admired by your success, my benison is warmly and hortative contemplation traversing congested crowd.

اگر به خاطر موفقیت خود مورد تحسین قرار بگیرید، برکت من تأملات گرم و ترغیب کننده ای است که از میان جمعیت متراکم عبور می کند.

Ba Jin’s Family,Spring and Autumn have been long and deeply admired in Russia.

خانواده، بهار و پاییز با جین مدت طولانی و عمیقاً در روسیه مورد تحسین قرار گرفته است.

The little boy took out his favourite red sports car, and was delighted when Tom went down on his hunkers and admired the toy.

پسر کوچولو ماشین مسابقه‌ای قرمز مورد علاقه‌اش را بیرون آورد و از اینکه تام روی زانوهایش نشست و اسباب‌بازی را تحسین کرد، خوشحال شد.

I admired the way he never stopped trying. Even when the audience started shouting abuse at him, he sucked it up and continued singing.

من نحوه تلاش او را بدون توقف تحسین کردم. حتی زمانی که مخاطبان شروع به فریاد زدن فحاشی به او کردند، او آن را تحمل کرد و به خواندن ادامه داد.

نمونه‌های واقعی

The constitution contains much that liberals admire.

قانون اساسی حاوی بسیاری از چیزهایی است که لیبرال ها تحسین می کنند.

منبع: The Economist - China

And to think how much I admired him.

و به این فکر کنید که چه قدر به او احترام می گذاشتم.

منبع: Mr. Bean's Holiday Original Soundtrack

But Mr Abe was far from being universally admired.

اما آقای آبه از نظر همگانی مورد تحسین نبود.

منبع: BBC Listening Collection July 2022

I didn't mean that. I've always admired you.

من منظورم این نبود. همیشه به شما احترام گذاشته ام.

منبع: Modern Family - Season 07

The Adams as were and how much John admired Abigail's intellect.

آدامزها بودند و چه قدر جان از هوش آبویل تحسین می کرد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Human greatness is to be admired.

بزرگی انسان قابل تحسین است.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

So the statues are more than just towering talismans to be admired from afar.

بنابراین مجسمه ها چیزی بیش از طلسم های بلندقامت برای تحسین از دور نیستند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American October 2021 Compilation

Yeah, I was just admiring your garden.

بله، فقط باغ شما را تحسین می کردم.

منبع: Modern Family - Season 07

I have always admired my mother's charm.

همیشه از جذابیت مادرم تحسین کرده ام.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Younger artists, such as the nascent Impressionists, also admired him.

هنرمندان جوانتر، مانند امپرسیونیست های نوظهور، نیز به او احترام می گذاشتند.

منبع: The Economist - Arts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید