admonitions

[ایالات متحده]/ˌædˈmɒnɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌædˈmaʊnɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هشدارها یا نصیحت‌هایی که به کسی داده می‌شود، به‌ویژه درباره چیزی که او به‌درستی انجام نداده است.

عبارات و ترکیب‌ها

heeded admonitions

گوش دادن به تذکرات

disregarding admonitions

نادیده گرفتن تذکرات

delivering admonitions

ارائه تذکرات

repeated admonitions

تذکرات تکراری

final admonitions

تذکرات نهایی

issue admonitions

صدور تذکرات

جملات نمونه

he disregarded all admonitions about the dangers of climbing that mountain.

او به همه تذکرات در مورد خطرات صعود به آن کوه بی‌توجهی کرد.

her parents offered many admonitions about staying safe on her trip.

والدینش هشدارهای زیادی در مورد ایمن ماندن در سفرش به او گفتند.

the coach issued a series of admonitions to the team after their loss.

مربی پس از شکست تیم، مجموعه‌ای از هشدارها را به تیم ارائه کرد.

despite all the admonitions, he continued his reckless behavior.

با وجود همه هشدارها، او به رفتارهای بی‌پروا خود ادامه داد.

the teacher's admonitions were met with indifference by the students.

هشدارهای معلم با بی‌تفاوتی از سوی دانش‌آموزان مواجه شد.

she paid little attention to the doctor's admonitions about her diet.

او به هشدارهای پزشک در مورد رژیم غذایی خود توجه کمی کرد.

the book is filled with admonitions for living a virtuous life.

این کتاب مملو از هشدارهایی برای داشتن یک زندگی با فضیلت است.

his colleagues offered him several admonitions about his work ethic.

همکارانش هشدارهای متعددی در مورد اخلاق کاری او به او گفتند.

the warnings served as a reminder of the importance of following all safety admonitions.

این هشدارها یادآوری اهمیت رعایت تمام هشدارهای ایمنی بود.

his repeated transgressions led to stern admonitions from his superiors.

تخلفات مکررش منجر به هشدارهای شدید از سوی مافوق‌هایش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید