| جمع | adorers |
she became an adorer of all things japanese.
او عاشق همه چیز ژاپنی شد.
he was an adorer of nature and spent his weekends hiking in the mountains.
او عاشق طبیعت بود و آخر هفته های خود را به پیاده روی در کوه ها می گذراند.
she became an adorer of all things japanese.
او عاشق همه چیز ژاپنی شد.
he was an adorer of nature and spent his weekends hiking in the mountains.
او عاشق طبیعت بود و آخر هفته های خود را به پیاده روی در کوه ها می گذراند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید