worshiper

[ایالات متحده]/ˈwɜːʃɪpə/
[بریتانیا]/ˈwɜrʃɪpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به خدمات مذهبی حاضر می‌شود یا ارادت نشان می‌دهد؛ شخصی که عبادت می‌کند یا احترام می‌گذارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

devout worshiper

شیفته خدا

religious worshiper

مذهبی

faithful worshiper

وفادار

dedicated worshiper

متعهد

loyal worshiper

باوفا

active worshiper

فعال

casual worshiper

غیررسمی

spiritual worshiper

معنوی

occasional worshiper

ناگهانی

local worshiper

محلی

جملات نمونه

the worshiper knelt down in prayer.

مرید زانو زد و به دعا برخاست.

every worshiper sang along with the choir.

هر مرید با گروه همسرایی خواند.

the worshiper offered flowers at the altar.

مرید گل ها را در محراب قرار داد.

a devoted worshiper attends services every week.

یک مرید فانی هر هفته در خدمات شرکت می کند.

worshipers gathered for the evening ceremony.

مریدان برای مراسم شب جمع شدند.

the worshiper listened attentively to the sermon.

مرید با دقت به سخنرانی گوش داد.

many worshipers find peace in meditation.

بسیاری از مریدان آرامش را در مراقبه می یابند.

the worshiper expressed gratitude for the blessings.

مرید از برکت ها قدردانی کرد.

a worshiper can feel a strong connection to the divine.

یک مرید می تواند ارتباط قوی با الهی احساس کند.

the worshiper lit a candle as a sign of faith.

مرید به عنوان نشانه ای از ایمان یک شمع روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید