assailling

[ایالات متحده]/[əˈseɪlɪŋ]/
[بریتانیا]/[əˈseɪlɪŋ]/

ترجمه

v. (گذرازه فعل assail) با حمله شدید؛ با حمله‌ای شدید یا تکراری؛ با پرسش‌ها یا درخواست‌ها حمله کردن.
adj. دارای حمله یا شامل حمله؛ مهاجم.

عبارات و ترکیب‌ها

assailling party

گروه حمله کننده

assailling force

نیروی حمله کننده

assailling troops

نیروهای حمله کننده

assailling army

نیروی اردوی حمله کننده

assailling enemy

دشمن حمله کننده

assailling wave

موج حمله کننده

assailling position

موضع حمله کننده

assailling columns

ستون های حمله کننده

assailling fleet

flotilla حمله کننده

assailling group

گروه حمله کننده

جملات نمونه

critics kept assailing the author with harsh questions about the controversial novel.

انتقادات به طور مداوم نویسنده را با سوالات سختگیرانه درباره رمان مورد爭議 مورد حمله قرار دادند.

a terrible smell was assailing the passengers as the subway train sat motionless in the tunnel.

یک بوی وحشتناک در حالی که قطار مترو در تونل به طور کامل متوقف شده بود، مسافران را مورد حمله قرار داد.

the politician was assailed by protesters demanding immediate answers about the corruption scandal.

سیاستمدار توسط احتجاج کنندگان مورد حمله قرار گرفت که از او خواسته بودند که درباره اسکاندال فساد پاسخ‌های فوری بدهد.

constant noise from the construction site was assailing the residents' peace and quiet.

صداهای مداوم از محل کار توسط ساکنین به آرامش و آرامش آنها حمله کرد.

the army began assailing the enemy positions at dawn under cover of heavy fog.

نیروی نظامی در زیر پوشش گرمای سنگین ابرهای بخار در صبح به حمله به ایستگاه‌های دشمن شروع کرد.

she found herself assailed by doubts about whether she had made the right decision.

او احساس کرد که تردید‌هایی در مورد اینکه آیا تصمیم درستی گرفته است، او را مورد حمله قرار داده است.

the advertisement assailed viewers with images of luxury and excess.

این تبلیغ با تصاویر لکسوس و فراگذاری به ناظرین حمله کرد.

the company is currently assailed by accusations of environmental negligence.

شرکت در حال حاضر با اتهامات ناکارآمدی محیط زیست مورد حمله قرار گرفته است.

the rising floodwaters were assailing the small coastal village throughout the night.

آب‌های جاری سیل در طول شب به روستای ساحلی کوچک حمله کردند.

he felt assailed by the immense pressure of meeting the tight deadline.

او احساس کرد که تحت فشار شدید برای رعایت مهلکه سخت است.

the strong winds were assailing the sailors on the open sea.

بادهای قوی در دریا باز به دریانوردان حمله کردند.

new evidence emerged that was assailing the defendant's claims of innocence.

دلایل جدیدی ظهور کرد که دعوی بی‌گناهی متهم را مورد حمله قرار داد.

a wave of nostalgia assailed her as she walked through her childhood neighborhood.

در حالی که او از محل زادگاه خود عبور می‌کرد، موجی از یادگاری‌های قدیمی او را مورد حمله قرار داد.

the marketing campaign was assailing consumers with endless promotional emails.

کمپین بازاریابی با ایمیل‌های تبلیغاتی نامحدود به مصرف کنندگان حمله کرد.

sunlight assailed her eyes as she opened the curtains in the morning.

نور خورشید در صبح زمانی که پرده‌ها را باز کرد، چشمان او را مورد حمله قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید