look aghast
با حیرت و بهت نگاه کردن
aghast at
با بهت و حیرت
They stood aghast at this unforeseen disaster.
آنها در برابر این فاجعه غیرمنتظره به شدت شوکه شدند.
She stood aghast at the snake.
او در برابر مار با حیرت و ترس ایستاد.
He stood aghast at the terrible sight.
او در برابر صحنه وحشتناک با حیرت و ترس ایستاد.
She was aghast at the extent of the damage to her car.
او از میزان خسارت به ماشینش به شدت شوکه شد.
She stood aghast at the black shadow in the drawing room.
او در برابر سایه سیاه در اتاق نشیمن با حیرت و ترس ایستاد.
She was aghast at the sight of the accident.
او از دیدن صحنه تصادف به شدت شوکه شد.
The audience was aghast at the magician's disappearing act.
تماشاگران از شعبده ای جادوگر که ناپدید می شد، به شدت شوکه شدند.
He was aghast at the amount of money he owed.
او از میزان پولی که به او بدهکار بودند، به شدت شوکه شد.
I was aghast to hear the news of the earthquake.
من از شنیدن خبر زلزله به شدت شوکه شدم.
She was aghast when she saw the price of the designer handbag.
او وقتی قیمت کیف دستی طراح را دید به شدت شوکه شد.
The teacher was aghast at the students' lack of respect.
معلم از فقدان احترام دانش آموزان به شدت شوکه شد.
He was aghast at the thought of losing his job.
او از فکر از دست دادن شغلش به شدت شوکه شد.
The villagers were aghast at the news of the impending storm.
روستاییان از خبر طوفان قریب الوقوع به شدت شوکه شدند.
She was aghast to find out she had been betrayed by her best friend.
او از اینکه متوجه شد بهترین دوستش او را فریب داده است، به شدت شوکه شد.
The team was aghast at the referee's unfair decision.
تیم از تصمیم غیرمنصفانه داور به شدت شوکه شد.
look aghast
با حیرت و بهت نگاه کردن
aghast at
با بهت و حیرت
They stood aghast at this unforeseen disaster.
آنها در برابر این فاجعه غیرمنتظره به شدت شوکه شدند.
She stood aghast at the snake.
او در برابر مار با حیرت و ترس ایستاد.
He stood aghast at the terrible sight.
او در برابر صحنه وحشتناک با حیرت و ترس ایستاد.
She was aghast at the extent of the damage to her car.
او از میزان خسارت به ماشینش به شدت شوکه شد.
She stood aghast at the black shadow in the drawing room.
او در برابر سایه سیاه در اتاق نشیمن با حیرت و ترس ایستاد.
She was aghast at the sight of the accident.
او از دیدن صحنه تصادف به شدت شوکه شد.
The audience was aghast at the magician's disappearing act.
تماشاگران از شعبده ای جادوگر که ناپدید می شد، به شدت شوکه شدند.
He was aghast at the amount of money he owed.
او از میزان پولی که به او بدهکار بودند، به شدت شوکه شد.
I was aghast to hear the news of the earthquake.
من از شنیدن خبر زلزله به شدت شوکه شدم.
She was aghast when she saw the price of the designer handbag.
او وقتی قیمت کیف دستی طراح را دید به شدت شوکه شد.
The teacher was aghast at the students' lack of respect.
معلم از فقدان احترام دانش آموزان به شدت شوکه شد.
He was aghast at the thought of losing his job.
او از فکر از دست دادن شغلش به شدت شوکه شد.
The villagers were aghast at the news of the impending storm.
روستاییان از خبر طوفان قریب الوقوع به شدت شوکه شدند.
She was aghast to find out she had been betrayed by her best friend.
او از اینکه متوجه شد بهترین دوستش او را فریب داده است، به شدت شوکه شد.
The team was aghast at the referee's unfair decision.
تیم از تصمیم غیرمنصفانه داور به شدت شوکه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید