horrified

[ایالات متحده]/'hɔrifaid/
[بریتانیا]/ ˈhɔrəˌfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از حس وحشت یا شوک؛ ترسیده؛ شوکه شده
Word Forms
زمان گذشتهhorrified
قسمت سوم فعلhorrified

عبارات و ترکیب‌ها

shocked and horrified

شاک زده و وحشت زده

absolutely horrified

کاملاً وحشت زده

deeply horrified

به شدت وحشت زده

جملات نمونه

they were horrified by the very idea.

آنها از خودِ این ایده بسیار وحشت زده بودند.

I was horrified by the news.

من از شنیدن این خبر وحشت زده بودم.

I was horrified to hear that news.

من از شنیدن این خبر وحشت زده بودم.

She felt horrified at the sight.

او با دیدن آن صحنه وحشت زده احساس کرد.

Most of the people in town were horrified at / by the bad news.

اکثر مردم شهر از / به دلیل اخبار بد وحشت زده بودند.

horrified by the possibility of nuclear war. To

وحشت زده از احتمال جنگ هسته ای. به

He looked on in horrified fascination as the ship drew nearer to the rocks.

او با شیفتگی و وحشت به کشتی نگاه کرد که به صخره ها نزدیکتر می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید