alarmism and hysteria
تبلیغات و ایجاد وحشت
fueling public alarmisms
تشدید هراس عمومی
succumbing to alarmisms
تسلیم شدن به هراسافروزی
appealing to alarmisms
تمسک به هراسافروزی
combatting alarmisms
مقابله با هراسافروزی
his constant alarmisms about the economy were getting tiresome.
هشدارهای مداوم او در مورد اقتصاد خسته کننده شده بود.
the media often fuels public alarmisms with sensationalized reporting.
رسانه ها اغلب با گزارش های اغراق آمیز، هشدارهای عمومی را تقویت می کنند.
she dismissed his alarmisms as unfounded paranoia.
او هشدارهای او را به عنوان بدبینی بی اساس نادیده گرفت.
his alarmisms were based on faulty logic and incomplete information.
هشدارهای او بر اساس منطق معیوب و اطلاعات ناقص بود.
it's important to be aware of potential dangers, but don't succumb to alarmisms.
آگاه بودن از خطرات احتمالی مهم است، اما تسلیم هشداری نشوید.
the government tried to calm public alarmisms about the virus outbreak.
دولت سعی کرد هشدارهای عمومی در مورد شیوع ویروس را آرام کند.
their constant alarmisms created a tense and anxious atmosphere.
هشدارهای مداوم آنها فضایی پر تنش و مضطرب ایجاد کرد.
he was accused of spreading alarmisms and inciting panic among the public.
اتهام داشت که هشداری را منتشر کرده و باعث وحشت عمومی شده است.
despite their alarmisms, the experts assured the public that there was no need to worry.
با وجود هشدارهای آنها، کارشناسان اطمینان دادند که جایگزای نگرانی نیست.
the rise of social media has contributed to an increase in online alarmisms.
ظهور رسانه های اجتماعی به افزایش هشداری آنلاین کمک کرده است.
alarmism and hysteria
تبلیغات و ایجاد وحشت
fueling public alarmisms
تشدید هراس عمومی
succumbing to alarmisms
تسلیم شدن به هراسافروزی
appealing to alarmisms
تمسک به هراسافروزی
combatting alarmisms
مقابله با هراسافروزی
his constant alarmisms about the economy were getting tiresome.
هشدارهای مداوم او در مورد اقتصاد خسته کننده شده بود.
the media often fuels public alarmisms with sensationalized reporting.
رسانه ها اغلب با گزارش های اغراق آمیز، هشدارهای عمومی را تقویت می کنند.
she dismissed his alarmisms as unfounded paranoia.
او هشدارهای او را به عنوان بدبینی بی اساس نادیده گرفت.
his alarmisms were based on faulty logic and incomplete information.
هشدارهای او بر اساس منطق معیوب و اطلاعات ناقص بود.
it's important to be aware of potential dangers, but don't succumb to alarmisms.
آگاه بودن از خطرات احتمالی مهم است، اما تسلیم هشداری نشوید.
the government tried to calm public alarmisms about the virus outbreak.
دولت سعی کرد هشدارهای عمومی در مورد شیوع ویروس را آرام کند.
their constant alarmisms created a tense and anxious atmosphere.
هشدارهای مداوم آنها فضایی پر تنش و مضطرب ایجاد کرد.
he was accused of spreading alarmisms and inciting panic among the public.
اتهام داشت که هشداری را منتشر کرده و باعث وحشت عمومی شده است.
despite their alarmisms, the experts assured the public that there was no need to worry.
با وجود هشدارهای آنها، کارشناسان اطمینان دادند که جایگزای نگرانی نیست.
the rise of social media has contributed to an increase in online alarmisms.
ظهور رسانه های اجتماعی به افزایش هشداری آنلاین کمک کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید