address one's anxieties
مقابله با نگرانیهای خود
burdened with anxieties
بار سنگین نگرانیها
ease one's anxieties
کاهش نگرانیهای خود
heighten one's anxieties
تشدید نگرانیهای خود
public anxieties about
نگرانیهای عمومی در مورد
stem from anxieties
ناشی از نگرانیها
underlying anxieties
نگرانیهای عمیقاً ریشهدار
voice one's anxieties
بیان نگرانیهای خود
his anxieties about public speaking were crippling.
اضطراب او در مورد سخنرانی در جمع طاقتفرسا بود.
she tried to alleviate her anxieties through meditation.
او سعی کرد اضطراب خود را از طریق مدیتیشن کاهش دهد.
the constant noise fueled his anxieties.
سر و صدای مداوم اضطراب او را تشدید کرد.
childhood traumas can lead to lifelong anxieties.
ترومای دوران کودکی میتواند منجر به اضطراب طولانی مدت شود.
he's trying to manage his anxieties with therapy.
او سعی میکند با استفاده از درمان، اضطراب خود را مدیریت کند.
the news about the accident triggered her anxieties.
اخبار مربوط به حادثه اضطراب او را تحریک کرد.
his anxieties about finances were overwhelming.
اضطراب او در مورد امور مالی طاقتفرسا بود.
she confided her anxieties to her best friend.
او اضطرابهای خود را با بهترین دوستش در میان گذاشت.
the exam brought on a wave of anxieties for the students.
امتحان باعث ایجاد موجی از اضطراب برای دانش آموزان شد.
he tried to ignore his anxieties and focus on the task at hand.
او سعی کرد اضطراب خود را نادیده بگیرد و بر کاری که در دست داشت تمرکز کند.
address one's anxieties
مقابله با نگرانیهای خود
burdened with anxieties
بار سنگین نگرانیها
ease one's anxieties
کاهش نگرانیهای خود
heighten one's anxieties
تشدید نگرانیهای خود
public anxieties about
نگرانیهای عمومی در مورد
stem from anxieties
ناشی از نگرانیها
underlying anxieties
نگرانیهای عمیقاً ریشهدار
voice one's anxieties
بیان نگرانیهای خود
his anxieties about public speaking were crippling.
اضطراب او در مورد سخنرانی در جمع طاقتفرسا بود.
she tried to alleviate her anxieties through meditation.
او سعی کرد اضطراب خود را از طریق مدیتیشن کاهش دهد.
the constant noise fueled his anxieties.
سر و صدای مداوم اضطراب او را تشدید کرد.
childhood traumas can lead to lifelong anxieties.
ترومای دوران کودکی میتواند منجر به اضطراب طولانی مدت شود.
he's trying to manage his anxieties with therapy.
او سعی میکند با استفاده از درمان، اضطراب خود را مدیریت کند.
the news about the accident triggered her anxieties.
اخبار مربوط به حادثه اضطراب او را تحریک کرد.
his anxieties about finances were overwhelming.
اضطراب او در مورد امور مالی طاقتفرسا بود.
she confided her anxieties to her best friend.
او اضطرابهای خود را با بهترین دوستش در میان گذاشت.
the exam brought on a wave of anxieties for the students.
امتحان باعث ایجاد موجی از اضطراب برای دانش آموزان شد.
he tried to ignore his anxieties and focus on the task at hand.
او سعی کرد اضطراب خود را نادیده بگیرد و بر کاری که در دست داشت تمرکز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید