anxieties

[ایالات متحده]/ˈæŋksaɪtiːz/
[بریتانیا]/ˌæŋkˈsaɪətiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگرانی‌ها، دغدغه‌ها یا ترس‌ها؛ حالت اضطراب یا ناآرامی.

عبارات و ترکیب‌ها

address one's anxieties

مقابله با نگرانی‌های خود

burdened with anxieties

بار سنگین نگرانی‌ها

ease one's anxieties

کاهش نگرانی‌های خود

heighten one's anxieties

تشدید نگرانی‌های خود

public anxieties about

نگرانی‌های عمومی در مورد

stem from anxieties

ناشی از نگرانی‌ها

underlying anxieties

نگرانی‌های عمیقاً ریشه‌دار

voice one's anxieties

بیان نگرانی‌های خود

جملات نمونه

his anxieties about public speaking were crippling.

اضطراب او در مورد سخنرانی در جمع طاقت‌فرسا بود.

she tried to alleviate her anxieties through meditation.

او سعی کرد اضطراب خود را از طریق مدیتیشن کاهش دهد.

the constant noise fueled his anxieties.

سر و صدای مداوم اضطراب او را تشدید کرد.

childhood traumas can lead to lifelong anxieties.

ترومای دوران کودکی می‌تواند منجر به اضطراب طولانی مدت شود.

he's trying to manage his anxieties with therapy.

او سعی می‌کند با استفاده از درمان، اضطراب خود را مدیریت کند.

the news about the accident triggered her anxieties.

اخبار مربوط به حادثه اضطراب او را تحریک کرد.

his anxieties about finances were overwhelming.

اضطراب او در مورد امور مالی طاقت‌فرسا بود.

she confided her anxieties to her best friend.

او اضطراب‌های خود را با بهترین دوستش در میان گذاشت.

the exam brought on a wave of anxieties for the students.

امتحان باعث ایجاد موجی از اضطراب برای دانش آموزان شد.

he tried to ignore his anxieties and focus on the task at hand.

او سعی کرد اضطراب خود را نادیده بگیرد و بر کاری که در دست داشت تمرکز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید