albergue

[ایالات متحده]/ælˈbɜːrɡeɪ/
[بریتانیا]/al-ˈbərɡwə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خوابگاه یا مهمانخانه واقع در نزدیکی یک جاده اصلی.

جملات نمونه

the albergue provided basic accommodations for travelers.

سرپناه، اقامتگاه‌های ابتدایی را برای مسافران فراهم کرد.

we stayed at a charming albergue in the mountains.

ما در یک سرپناه جذاب در کوه‌ها اقامت کردیم.

the albergue was a welcoming place for weary hikers.

سرپناه مکانی دنج برای کوهنوردان خسته بود.

albergues are often found in rural areas.

سرپناه‌ها اغلب در مناطق روستایی یافت می‌شوند.

the albergue offered a communal kitchen for guests to use.

سرپناه آشپزخانه‌ای عمومی برای استفاده مهمانان ارائه می‌داد.

we met friendly people at the albergue.

ما افراد خوبی را در سرپناه ملاقات کردیم.

the albergue was a great value for the price.

سرپناه با توجه به قیمت، ارزش زیادی داشت.

we enjoyed the simple life at the albergue.

ما از زندگی ساده در سرپناه لذت بردیم.

the albergue had a cozy atmosphere.

سرپناه فضایی دنج داشت.

we learned about local culture at the albergue.

ما در مورد فرهنگ محلی در سرپناه یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید