| جمع | refuges |
seeking refuge
به دنبال پناه گرفتن
take refuge
پناه بگیرید
find refuge
پناهگاه پیدا کنید
provide refuge
پناهگاه ارائه دهید
refugee camp
اردوی آوارگان
seek refuge
به دنبال پناه گرفتن
take refuge in
در پناه گرفتن
wildlife refuge
پناهگاه حیات وحش
they sought refuge in the mountains.
آنها در کوهها پناه گرفتند.
I sought refuge in drink.
من در نوشیدنی پناه گرفتم.
They took refuge in a cave yesterday.
آنها دیروز در یک غار پناه گرفتند.
We took refuge in the lee of the wall.
ما در پشت دیوار پناه گرفتیم.
Refugees often go hungry.
پناهندگان اغلب گرسنه میمانند.
He took refuge from the storm in a hut.
او از طوفان در یک کلبه پناه گرفت.
The refugees are still jumpy, although they are now in safety.
پناهندگان هنوز مضطرب هستند، اگرچه اکنون در امنیت هستند.
The refugees want to be resettled in London.
پناهندگان میخواهند در لندن دوباره اسکان داده شوند.
There was a sanctuary of political refugees behind the hospital.
پشت بیمارستان یک پناهگاه برای پناهندگان سیاسی وجود داشت.
they carted off the refugees in the middle of the night.
آنها پناهندگان را در نیمه شب بردند.
harbor refugees; harbor a fugitive.
پناه دادن به آوارگان؛ پناه دادن به یک فراری.
the flood of refugees seeking entry to western Europe.
جریان آوارگان در جستجوی ورود به اروپای غربی.
a massive influx of refugees from front-line areas.
یک سیل بزرگ پناهندگان از مناطق خط مقدم.
mercy missions to refugees caught up in the fighting.
ماموریتهای بشردوستانه به آوارگان گرفتار در درگیریها.
he was forced to take refuge in the French embassy.
او مجبور شد در سفارت فرانسه پناه بگیرد.
the family came to be seen as a refuge from a harsh world.
خانواده به عنوان پناهگاهی از دنیای سخت تلقی میشد.
Sick and starving refugees are the flotsam and jetsam of war.
پناهندگان بیمار و گرسنه، بقایای جنگ هستند.
refugees who ached for their homeland.
آوارگانی که دلتنگ سرزمین مادری خود بودند.
seeking refuge
به دنبال پناه گرفتن
take refuge
پناه بگیرید
find refuge
پناهگاه پیدا کنید
provide refuge
پناهگاه ارائه دهید
refugee camp
اردوی آوارگان
seek refuge
به دنبال پناه گرفتن
take refuge in
در پناه گرفتن
wildlife refuge
پناهگاه حیات وحش
they sought refuge in the mountains.
آنها در کوهها پناه گرفتند.
I sought refuge in drink.
من در نوشیدنی پناه گرفتم.
They took refuge in a cave yesterday.
آنها دیروز در یک غار پناه گرفتند.
We took refuge in the lee of the wall.
ما در پشت دیوار پناه گرفتیم.
Refugees often go hungry.
پناهندگان اغلب گرسنه میمانند.
He took refuge from the storm in a hut.
او از طوفان در یک کلبه پناه گرفت.
The refugees are still jumpy, although they are now in safety.
پناهندگان هنوز مضطرب هستند، اگرچه اکنون در امنیت هستند.
The refugees want to be resettled in London.
پناهندگان میخواهند در لندن دوباره اسکان داده شوند.
There was a sanctuary of political refugees behind the hospital.
پشت بیمارستان یک پناهگاه برای پناهندگان سیاسی وجود داشت.
they carted off the refugees in the middle of the night.
آنها پناهندگان را در نیمه شب بردند.
harbor refugees; harbor a fugitive.
پناه دادن به آوارگان؛ پناه دادن به یک فراری.
the flood of refugees seeking entry to western Europe.
جریان آوارگان در جستجوی ورود به اروپای غربی.
a massive influx of refugees from front-line areas.
یک سیل بزرگ پناهندگان از مناطق خط مقدم.
mercy missions to refugees caught up in the fighting.
ماموریتهای بشردوستانه به آوارگان گرفتار در درگیریها.
he was forced to take refuge in the French embassy.
او مجبور شد در سفارت فرانسه پناه بگیرد.
the family came to be seen as a refuge from a harsh world.
خانواده به عنوان پناهگاهی از دنیای سخت تلقی میشد.
Sick and starving refugees are the flotsam and jetsam of war.
پناهندگان بیمار و گرسنه، بقایای جنگ هستند.
refugees who ached for their homeland.
آوارگانی که دلتنگ سرزمین مادری خود بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید