| جمع | alcoholics |
alcoholic beverage
نوشیدنی الکلی
alcoholic fermentation
تخمیر الکلی
alcoholic liquor
مشروب الکلی
alcoholic extract
استخراج الکلی
alcoholic hepatitis
التهاب کبد الکلی
alcoholic strength
الکلسنجی
alcoholic solution
محلول الکلی
through an alcoholic haze.
از طریق یک مه دود الکل
advertisements for alcoholic drinks.
تبلیغات برای نوشیدنیهای الکلی.
he was fond of alcoholic liquor.
او به مشروبات الکلی علاقه داشت.
bouts of alcoholic excess.
دورههای اعتیاد به الکل
a life of sexual and alcoholic incontinence
زندگی با بیاختیاری جنسی و الکلی
permit the sale of alcoholic beverages.
به فروش مشروبات الکلی اجازه دهید.
Prohibit the sale of alcoholic beverages.
فروش مشروبات الکلی را ممنوع کنید.
supplying alcoholic liquor for consumption on the premises.
تأمین مشروبات الکلی برای مصرف در محل.
Abstinence from alcoholic drinks is advisable.
خودداری از نوشیدنیهای الکلی توصیه میشود.
An alcoholic is not allowed to drive.
یک الکلیست اجازه ندارد رانندگی کند.
We do not sell any alcoholic beverages.
ما هیچ نوع مشروبات الکلی نمیفروشیم.
definite restrictions on the sale of alcoholic beverages.
محدودیتهای مشخص در فروش مشروبات الکلی.
The alcoholic's health went downhill fast.
سلامتی الکلی به سرعت رو به وخامت رفت.
an indigent wine-drinking alcoholic
یک الکلی فقیر که شراب مینوشد
his alcoholic daughter was the cause of his anxiety.
دختر الکلی او باعث اضطرابش شد.
He never touchs alcoholic drinks.
او هرگز به نوشیدنیهای الکلی دست نمیزند.
Alcoholic drink can have a bad effect on your body.
نوشیدنی الکلی میتواند اثر بدی بر بدن شما داشته باشد.
The alcoholic strength of brandy far exceeds that of wine.
قدرت الکلی برند از شراب بسیار بیشتر است.
alcoholic beverage
نوشیدنی الکلی
alcoholic fermentation
تخمیر الکلی
alcoholic liquor
مشروب الکلی
alcoholic extract
استخراج الکلی
alcoholic hepatitis
التهاب کبد الکلی
alcoholic strength
الکلسنجی
alcoholic solution
محلول الکلی
through an alcoholic haze.
از طریق یک مه دود الکل
advertisements for alcoholic drinks.
تبلیغات برای نوشیدنیهای الکلی.
he was fond of alcoholic liquor.
او به مشروبات الکلی علاقه داشت.
bouts of alcoholic excess.
دورههای اعتیاد به الکل
a life of sexual and alcoholic incontinence
زندگی با بیاختیاری جنسی و الکلی
permit the sale of alcoholic beverages.
به فروش مشروبات الکلی اجازه دهید.
Prohibit the sale of alcoholic beverages.
فروش مشروبات الکلی را ممنوع کنید.
supplying alcoholic liquor for consumption on the premises.
تأمین مشروبات الکلی برای مصرف در محل.
Abstinence from alcoholic drinks is advisable.
خودداری از نوشیدنیهای الکلی توصیه میشود.
An alcoholic is not allowed to drive.
یک الکلیست اجازه ندارد رانندگی کند.
We do not sell any alcoholic beverages.
ما هیچ نوع مشروبات الکلی نمیفروشیم.
definite restrictions on the sale of alcoholic beverages.
محدودیتهای مشخص در فروش مشروبات الکلی.
The alcoholic's health went downhill fast.
سلامتی الکلی به سرعت رو به وخامت رفت.
an indigent wine-drinking alcoholic
یک الکلی فقیر که شراب مینوشد
his alcoholic daughter was the cause of his anxiety.
دختر الکلی او باعث اضطرابش شد.
He never touchs alcoholic drinks.
او هرگز به نوشیدنیهای الکلی دست نمیزند.
Alcoholic drink can have a bad effect on your body.
نوشیدنی الکلی میتواند اثر بدی بر بدن شما داشته باشد.
The alcoholic strength of brandy far exceeds that of wine.
قدرت الکلی برند از شراب بسیار بیشتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید