drunkard

[ایالات متحده]/'drʌŋkəd/
[بریتانیا]/'drʌŋkɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به طور عادت‌وار مست است؛ یک الکلی
Word Forms
جمعdrunkards

جملات نمونه

A drunkard is unfit to drive.

یک مست برای رانندگی نامناسب است.

That drunkard was the opprobrium of our community.

آن مست شرمس جامعه ما بود.

Seryozhka is a sluggard, a drunkard.

سريوزكا تنبل و مست است.

The drunkard tottered along the road.

مست با تعادل کم در امتداد جاده قدم زد.

Like a thornbush in a drunkard's hand is a proverb in the mouth of a fool.

مانند یک بوته خار در دست یک مست، یک ضرب المثل در دهان یک احمق است.

A drunkard brushed against me in a rude way.

یک مست به روشی بی ادبانه به من برخورد کرد.

The drunkard led a vicious life.

مست زندگی شیطانی داشت.

The drunkard, blackguarded about the street till he got his head cut and his clothes torn.

مست در خیابان فحاشی می کرد تا سرش بریده و لباس هایش پاره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید