alertly

[ایالات متحده]/əˈlɜːrtli/
[بریتانیا]/əˈlɝːt.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای مراقب و توجه‌مند؛ با آگاهی یا هوشیاری افزایش‌یافته.

عبارات و ترکیب‌ها

alertly observe

دقت کنید

alertly listen

با دقت گوش دهید

alertly watch

با دقت تماشا کنید

alertly respond

با دقت پاسخ دهید

alertly notice

با دقت متوجه شوید

alertly aware

هوشیارانه آگاه باشید

alertly vigilant

هوشیارانه مراقب باشید

alertly scan

با دقت اسکن کنید

alertly prepared

با دقت آماده باشید

جملات نمونه

the guard watched alertly for any sign of danger.

نگهبان با دقت و هوشیاری به دنبال هرگونه نشانه ای از خطر بود.

she listened alertly to his every word.

او با دقت و هوشیاری به هر کلمه او گوش داد.

the driver navigated the treacherous roads alertly.

راننده با دقت و هوشیاری جاده های خطرناک را رانندگی کرد.

he scanned the room alertly for any movement.

او با دقت و هوشیاری اتاق را برای هرگونه حرکت جستجو کرد.

the soldiers stood alertly, ready to respond to any threat.

سربازان با هوشیاری ایستاده بودند و آماده پاسخگویی به هرگونه تهدید بودند.

be alertly aware of your surroundings.

به طور هوشیاری از محیط اطراف خود آگاه باشید.

the detective approached the suspect alertly.

مامور پلیس با دقت و هوشیاری به مظنون نزدیک شد.

she kept an alertly eye on her belongings.

او با دقت و هوشیاری به وسایل خود نگاه کرد.

he responded to the situation alertly and calmly.

او با دقت و هوشیاری و خونسردی به این وضعیت پاسخ داد.

the team worked alertly to meet the deadline.

تیم با دقت و هوشیاری برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید