allotters

[ایالات متحده]/əˈlɒtəz/
[بریتانیا]/əˈlɑːtərz/

ترجمه

n. تخصیص‌دهنده؛ توزیع‌کننده فراخوان

عبارات و ترکیب‌ها

land allotters

تقسیم کنندگان زمین

government allotters

تقسیم کنندگان دولت

resource allotters

تقسیم کنندگان منابع

the allotters decided

تقسیم کنندگان تصمیم گرفتند

allotters must follow

تقسیم کنندگان باید دنبال کنند

chief allotters

تقسیم کنندگان رئیس

allotters allocated

تقسیم کنندگان تخصیص دادند

allotters responsible

تقسیم کنندگان مسئول

allotters should consider

تقسیم کنندگان باید در نظر بگیرند

the allotters' decision

تصمیم تقسیم کنندگان

جملات نمونه

the budget allotters met to discuss the new fiscal year's spending priorities.

تخصیص بودجه‌ها برای بحث درباره اولویت‌های مصرف سال مالی جدید جمع شدند.

resource allotters must carefully balance competing departmental needs.

تخصیص منابع باید به دقت نیازهای رقابتی بخش‌های مختلف را تعادل دهند.

land allotters in the city have approved the new housing development plan.

تخصیص زمین‌ها در شهر به طرح جدید توسعه مسکن رای داده‌اند.

equipment allotters distributed the supplies equally among all laboratories.

تخصیص تجهیزات تدارکات را به طور مساوی بین تمام آزمایشگاه‌ها توزیع کردند.

the committee serves as fund allotters for scientific research projects.

کمیته به عنوان تخصیص کننده‌های مالی برای پروژه‌های تحقیقاتی علمی خدمت می‌کند.

personnel allotters assigned the new recruits to various training programs.

تخصیص کارکنان جدید را به برنامه‌های آموزشی مختلف اختصاص دادند.

inventory allotters keep detailed records of all warehouse materials.

تخصیص موجودی‌ها ثبت‌های جزئی از تمام مواد انبار را حفظ می‌کنند.

time allotters for the project must ensure deadlines are met efficiently.

تخصیص زمان برای پروژه باید به طور کارآمدی اطمینان حاصل کنند که مهلت‌ها رعایت شود.

energy allotters are implementing new conservation measures this quarter.

تخصیص انرژی این فصل اقدامات جدید صرفه‌جویی انجام می‌دهند.

medical supply allotters delivered emergency equipment to rural clinics.

تخصیص تدارکات پزشکی تجهیزات اضطراری را به مراکز درمانی روستایی تحویل دادند.

the government appointed new spectrum allotters for the telecommunications industry.

دولت افراد جدید را به عنوان تخصیص‌دهنده‌های طیف برای صنعت ارتباطات انتخاب کرد.

food allotters coordinated the distribution of relief supplies to flood victims.

تخصیص غذا توزیع کمک‌های اضطراری به زلزله‌زدگان را هماهنگ کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید