alluding

[ایالات متحده]/əˈluːdɪŋ/
[بریتانیا]/əˈludin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور غیرمستقیم یا ظریف به چیزی اشاره کردن؛ به آن اشاره کردن.؛ به طور مختصر یا غیررسمی به چیزی اشاره کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

alluding to something

اشاره به چیزی

جملات نمونه

his poem is alluding to his lost love.

این شعر به عشق گمشده او اشاره دارد.

she was alluding to the scandal in her speech.

او در سخنرانی خود به رسوایی اشاره داشت.

he was alluding to a secret plan during the meeting.

او در طول جلسه به یک طرح مخفی اشاره کرد.

the artist's work is alluding to societal issues.

آثار هنرمند به مسائل اجتماعی اشاره دارد.

don't be afraid to allude to your feelings.

از اشاره به احساسات خود نترسید.

the author alluding to a historical event in the novel.

نویسنده در رمان به یک رویداد تاریخی اشاره می‌کند.

his smile was alluding to something he knew.

لبخند او به چیزی که می‌دانست اشاره داشت.

the clues were alluding to the hidden treasure.

سرنخ‌ها به گنج پنهان اشاره داشتند.

she was alluding to a past disagreement during the conversation.

او در طول مکالمه به یک اختلاف نظر قبلی اشاره داشت.

the painting was alluding to themes of love and loss.

نقاشی به موضوعات عشق و از دست دادن اشاره داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید