suggesting a change
پیشنهاد تغییر
suggesting improvements
پیشنهاد بهبود
suggesting alternatives
پیشنهاد جایگزین
suggesting a solution
پیشنهاد راه حل
suggesting possibilities
پیشنهاد امکانات
suggesting caution
پیشنهاد احتیاط
suggesting interest
پیشنهاد علاقه
suggesting something
پیشنهاد چیزی
suggesting a meeting
پیشنهاد جلسه
suggesting a plan
پیشنهاد برنامه
i'm suggesting a new marketing strategy to boost sales.
من پیشنهاد یک استراتژی بازاریابی جدید برای افزایش فروش را دارم.
are you suggesting that i'm wrong?
آیا میخواهید بگویید که من اشتباه میکنم؟
the report is suggesting a need for further research.
گزارش نشان میدهد که نیاز به تحقیقات بیشتر وجود دارد.
he was suggesting a compromise to resolve the conflict.
او پیشنهاد مصالحه برای حل اختلاف را مطرح کرد.
she's suggesting we go to the beach this weekend.
او پیشنهاد میکند که آخر هفته به ساحل برویم.
the data is suggesting a positive trend in the market.
دادهها نشاندهنده یک روند مثبت در بازار است.
i'm suggesting a meeting to discuss the project details.
من پیشنهاد میکنم جلسهای برای بحث در مورد جزئیات پروژه برگزار کنیم.
the doctor is suggesting a change in diet and exercise.
پزشک پیشنهاد تغییر رژیم غذایی و ورزش را میدهد.
are you suggesting i should quit my job?
آیا میخواهید بگویید که باید شغل خود را ترک کنم؟
the consultant is suggesting several improvements to the process.
مشاور پیشنهاد چندین بهبود در فرآیند را میدهد.
i'm suggesting we try a different approach.
من پیشنهاد میکنم یک رویکرد متفاوت را امتحان کنیم.
suggesting a change
پیشنهاد تغییر
suggesting improvements
پیشنهاد بهبود
suggesting alternatives
پیشنهاد جایگزین
suggesting a solution
پیشنهاد راه حل
suggesting possibilities
پیشنهاد امکانات
suggesting caution
پیشنهاد احتیاط
suggesting interest
پیشنهاد علاقه
suggesting something
پیشنهاد چیزی
suggesting a meeting
پیشنهاد جلسه
suggesting a plan
پیشنهاد برنامه
i'm suggesting a new marketing strategy to boost sales.
من پیشنهاد یک استراتژی بازاریابی جدید برای افزایش فروش را دارم.
are you suggesting that i'm wrong?
آیا میخواهید بگویید که من اشتباه میکنم؟
the report is suggesting a need for further research.
گزارش نشان میدهد که نیاز به تحقیقات بیشتر وجود دارد.
he was suggesting a compromise to resolve the conflict.
او پیشنهاد مصالحه برای حل اختلاف را مطرح کرد.
she's suggesting we go to the beach this weekend.
او پیشنهاد میکند که آخر هفته به ساحل برویم.
the data is suggesting a positive trend in the market.
دادهها نشاندهنده یک روند مثبت در بازار است.
i'm suggesting a meeting to discuss the project details.
من پیشنهاد میکنم جلسهای برای بحث در مورد جزئیات پروژه برگزار کنیم.
the doctor is suggesting a change in diet and exercise.
پزشک پیشنهاد تغییر رژیم غذایی و ورزش را میدهد.
are you suggesting i should quit my job?
آیا میخواهید بگویید که باید شغل خود را ترک کنم؟
the consultant is suggesting several improvements to the process.
مشاور پیشنهاد چندین بهبود در فرآیند را میدهد.
i'm suggesting we try a different approach.
من پیشنهاد میکنم یک رویکرد متفاوت را امتحان کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید