almsgiving

[ایالات متحده]/ˈælmsɡɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɑːlmˌsɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دادن پول یا کمک دیگر به فقرا.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

almsgiving tradition

سنت بخشش

act of almsgiving

عمل بخشش

history of almsgiving

تاریخ بخشش

importance of almsgiving

اهمیت بخشش

almsgiving during festivals

بخشش در جشن‌ها

religious almsgiving practices

روش‌های مذهبی بخشش

charitable almsgiving organizations

سازمان‌های خیریه بخشش

جملات نمونه

almsgiving is an act of charity.

بخشش، یک عمل خیرخواهانه است.

many religions encourage almsgiving to the poor.

بسیاری از ادیان بخشش به فقرا را تشویق می‌کنند.

he practiced daily almsgiving, giving away his earnings.

او هر روز بخشش را تمرین می‌کرد و درآمد خود را اهدا می‌کرد.

the tradition of almsgiving dates back centuries.

رسوم بخشش قرن‌ها قدمت دارد.

her almsgiving was discreet and never for public recognition.

بخشش او محتاطانه بود و هرگز برای کسب اعتبار عمومی نبود.

almsgiving can bring both spiritual and material rewards.

بخشش می‌تواند هم پاداش معنوی و هم مادی به همراه داشته باشد.

some people believe that almsgiving attracts good fortune.

برخی افراد معتقدند که بخشش خوش شانسی را به همراه دارد.

the temple organized a special event for almsgiving to the homeless.

معبد یک رویداد ویژه برای بخشش به بی‌خانمان‌ها برگزار کرد.

he made a generous donation for almsgiving during the holiday season.

او در طول فصل تعطیلات، اهدای سخاوتمندانه‌ای برای بخشش کرد.

almsgiving is a powerful way to show compassion and kindness.

بخشش راهی قدرتمند برای نشان دادن شفقت و مهربانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید