aloofly smiling
با لبخند سرد
behaved aloofly
به طور سرد رفتار کرد
stood aloofly
به طور سرد ایستاد
acting aloofly
با رفتاری سرد
looked aloofly
به طور سرد نگاه کرد
aloofly distant
به طور سرد و دور
seemed aloofly
به طور سرد به نظر رسید
talked aloofly
به طور سرد صحبت کرد
remained aloofly
به طور سرد باقی ماند
so aloofly
خیلی سرد
she watched the party from an aloofly distant corner, seemingly uninterested.
او از گوشهای دور و جداگانه به جشنها نگاه میکرد، گویی بیتفاوت بود.
he greeted us aloofly, barely making eye contact.
او با رفتاری سرد و بیاحساس به ما خوشامد گفت و تقریباً تماس چشمی برقرار نکرد.
the cat observed the dog aloofly from atop the fence.
گربه از بالای حصار، با رفتاری سرد و بیاحساس به سگ نگاه میکرد.
the professor addressed the class aloofly, maintaining a professional distance.
استاد با رفتاری سرد و بیاحساس به کلاس درس صحبت کرد و فاصله حرفهای خود را حفظ کرد.
she responded to his proposal aloofly, without enthusiasm.
او با رفتاری سرد و بیاحساس به پیشنهاد او پاسخ داد، بدون هیچ گونه اشتیاقی.
he stood aloofly at the edge of the crowd, observing the scene.
او در لبه جمعیت، با رفتاری سرد و بیاحساس ایستاده بود و به صحنه نگاه میکرد.
the wealthy businessman conducted himself aloofly during the negotiations.
تاجر ثروتمند در طول مذاکرات با رفتاری سرد و بیاحساس عمل کرد.
she smiled aloofly at the compliment, showing no appreciation.
او با لبخندی سرد و بیاحساس به تعریف و تمجید پاسخ داد و هیچ قدردانی نشان نداد.
he received the award aloofly, offering a brief and formal speech.
او جایزه را با رفتاری سرد و بیاحساس دریافت کرد و یک سخنرانی کوتاه و رسمی ارائه داد.
the artist worked aloofly in his studio, ignoring the outside world.
هنرمند با رفتاری سرد و بیاحساس در استودیوی خود کار میکرد و دنیای بیرون را نادیده میگرفت.
she listened aloofly to their concerns, showing little empathy.
او با رفتاری سرد و بیاحساس به نگرانیهای آنها گوش میکرد و همدلی کمی نشان میداد.
aloofly smiling
با لبخند سرد
behaved aloofly
به طور سرد رفتار کرد
stood aloofly
به طور سرد ایستاد
acting aloofly
با رفتاری سرد
looked aloofly
به طور سرد نگاه کرد
aloofly distant
به طور سرد و دور
seemed aloofly
به طور سرد به نظر رسید
talked aloofly
به طور سرد صحبت کرد
remained aloofly
به طور سرد باقی ماند
so aloofly
خیلی سرد
she watched the party from an aloofly distant corner, seemingly uninterested.
او از گوشهای دور و جداگانه به جشنها نگاه میکرد، گویی بیتفاوت بود.
he greeted us aloofly, barely making eye contact.
او با رفتاری سرد و بیاحساس به ما خوشامد گفت و تقریباً تماس چشمی برقرار نکرد.
the cat observed the dog aloofly from atop the fence.
گربه از بالای حصار، با رفتاری سرد و بیاحساس به سگ نگاه میکرد.
the professor addressed the class aloofly, maintaining a professional distance.
استاد با رفتاری سرد و بیاحساس به کلاس درس صحبت کرد و فاصله حرفهای خود را حفظ کرد.
she responded to his proposal aloofly, without enthusiasm.
او با رفتاری سرد و بیاحساس به پیشنهاد او پاسخ داد، بدون هیچ گونه اشتیاقی.
he stood aloofly at the edge of the crowd, observing the scene.
او در لبه جمعیت، با رفتاری سرد و بیاحساس ایستاده بود و به صحنه نگاه میکرد.
the wealthy businessman conducted himself aloofly during the negotiations.
تاجر ثروتمند در طول مذاکرات با رفتاری سرد و بیاحساس عمل کرد.
she smiled aloofly at the compliment, showing no appreciation.
او با لبخندی سرد و بیاحساس به تعریف و تمجید پاسخ داد و هیچ قدردانی نشان نداد.
he received the award aloofly, offering a brief and formal speech.
او جایزه را با رفتاری سرد و بیاحساس دریافت کرد و یک سخنرانی کوتاه و رسمی ارائه داد.
the artist worked aloofly in his studio, ignoring the outside world.
هنرمند با رفتاری سرد و بیاحساس در استودیوی خود کار میکرد و دنیای بیرون را نادیده میگرفت.
she listened aloofly to their concerns, showing little empathy.
او با رفتاری سرد و بیاحساس به نگرانیهای آنها گوش میکرد و همدلی کمی نشان میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید