ambitionist

[ایالات متحده]/æmˈbɪʃənɪst/
[بریتانیا]/æmˈbɪʃənɪst/

ترجمه

n. شخصی که از آمبلیونیسم حمایت یا آن را به کار می برد؛ شخصی که توسط آمبلیون یا اشتیاق محرک است.

عبارات و ترکیب‌ها

young ambitionist

آمبلیونیست جوان

bold ambitionist

آمبلیونیست شجاع

rising ambitionist

آمبلیونیست در حال رشد

driven ambitionist

آمبلیونیست متعهد

ambitionists unite

آمبلیونیست‌ها یکپارچه شوید

ambitionist mindset

ذهن آمبلیونیست

ambitionist goals

اهداف آمبلیونیست

ambitionist leader

رهبر آمبلیونیست

ambitionist attitude

وضعیت ذهنی آمبلیونیست

ambitionist spirit

روح آمبلیونیست

جملات نمونه

the young ambitionist set his sights on becoming ceo before age 40.

آمیزه‌ای جوان که هدف خود را دریافت شدن به عنوان مدیرعامل قبل از ۴۰ سالگی قرار داد.

her ambitionist drive led her to work 80 hours per week.

انگیختگی آمیزه‌ای او باعث شد تا هر هفته ۸۰ ساعت کار کند.

the politician's ambitionist nature was evident in his relentless campaign.

طبیعت آمیزه‌ای سیاستمدار در حمله‌هایش که بدون توقف بود، آشکار بود.

many critics dismissed the ambitionist entrepreneur as unrealistic.

بیشتر منتقدان کسب‌وکارآمیزه‌ای را غیر واقعی دانستند.

the ambitionist student applied to every ivy league university.

دانشجوی آمیزه‌ای به هر دانشگاه لیگ یوکا می‌پرداخت.

his ambitionist goals sometimes conflicted with his family life.

اهداف آمیزه‌ای او گاهی با زندگی خانوادگی او در تضاد بود.

the ambitious young ambitionist founded three startups before turning 30.

آمیزه‌ای جوان و پرطمع سه شرکت نوپا را قبل از ۳۰ سالگی بنیان گذاشت.

an ambitionist executive must balance risk and reward.

یک اجرای آمیزه‌ای باید بین خطر و پاداش تعادل برقرار کند.

the team's ambitionist strategy aimed for market domination.

استراتژی آمیزه‌ای تیم به دنبال حاکمیت بازار بود.

despite being labeled an ambitionist, she remained humble about her achievements.

هر چند که به عنوان یک آمیزه‌ای برچسب زده شد، او در مورد دستاورد خود خشک‌خون ماند.

the ambitionist writer completed five novels in three years.

نویسنده آمیزه‌ای در سه سال پنج رمان را به پایان رساند.

his ambitionist pursuit of perfection often frustrated his colleagues.

دنبال کردن کمال‌گرایی آمیزه‌ای او گاهی همکارانش را ناراحت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید