ambits

[ایالات متحده]/ˈæmbɪts/
[بریتانیا]/ˈæmbɪts/

ترجمه

n. مرزها یا دامنه چیزی؛ محدوده یا حوزه تأثیر آن.؛ آرزوها یا اهداف یک فرد؛ جاه‌طلبی‌های آنها.

عبارات و ترکیب‌ها

within one's ambits

در محدوده یک فرد

expand one's ambits

گسترش محدوده یک فرد

ambition within ambits

جاه‌طلبی در محدوده

achieving ambitious ambits

رسیدن به جاه‌طلبی در محدوده

set ambitious ambits

تعیین جاه‌طلبی در محدوده

explore new ambits

کاوش در محدوده های جدید

جملات نمونه

his literary ambits are quite broad.

دامنه فعالیت‌های ادبی او بسیار گسترده است.

she set ambitious ambits for her career.

او اهداف بزرگی برای شغل خود تعیین کرد.

the company's ambits extend beyond just selling products.

دامنه فعالیت شرکت فراتر از صرفاً فروش محصولات است.

his artistic ambits are constantly evolving.

دامنه فعالیت‌های هنری او به طور مداوم در حال تحول است.

they had to narrow their ambits to focus on key projects.

آنها مجبور شدند دامنه فعالیت خود را محدود کنند تا بر روی پروژه های کلیدی تمرکز کنند.

his political ambits were limited by his position.

دامنه فعالیت‌های سیاسی او به دلیل موقعیتش محدود بود.

the organization's ambits are global in scope.

دامنه فعالیت سازمان در سطح جهانی است.

their research ambits covered a wide range of topics.

دامنه تحقیقات آنها موضوعات گسترده ای را پوشش می داد.

she had high ambits for her children's education.

او برای آموزش فرزندانش اهداف بالایی داشت.

his ambitions were out of sync with his ambits.

خواسته های او با دامنه فعالیت هایش همخوانی نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید