amnesiacs

[ایالات متحده]/[ˈæm.niː.ʃɪks]/
[بریتانیا]/[ˈæm.niː.ʃɪks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد مبتلا به آمnezی؛ افرادی که حافظه خود را از دست داده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

helping amnesiacs

کمک به بیماران امnesia

treating amnesiacs

درمان بیماران امnesia

supporting amnesiacs

پشتیبانی از بیماران امnesia

amnesiacs' stories

داستان‌های بیماران امnesia

identifying amnesiacs

شناسایی بیماران امnesia

amnesiacs struggling

بیماران امnesia در درد

amnesiacs' memory

خاطرات بیماران امnesia

understanding amnesiacs

درک بیماران امnesia

assisting amnesiacs

کمک به بیماران امnesia

caring for amnesiacs

مراقبت از بیماران امnesia

جملات نمونه

the film featured a compelling story about amnesiacs searching for their lost identities.

فیلم یک داستان جذابی را درباره افرادی که از دست دادن هویت خود جستجو می کنند، ارائه داد.

researchers are studying the brains of amnesiacs to understand memory loss.

پژوهشگران مغز افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند را مطالعه می کنند تا بیشتر در مورد از دست رفتن حافظه بدانند.

the support group provided a safe space for amnesiacs to share their experiences.

گروه حمایتی فضای ایمنی را برای افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند فراهم کرد تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.

a skilled therapist worked with the amnesiacs to recover fragmented memories.

یک درمانگر ماهر با افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند کار کرد تا یادآوری‌های شکسته را بازیابی کند.

the detective questioned the amnesiacs, hoping to uncover crucial clues.

دétektیو افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند را پرسید، به امید اینکه اطلاعات کلیدی را کشف کند.

many amnesiacs struggle with disorientation and a sense of detachment.

بسیاری از افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند با گیجی و احساس ایزولاسیون مبارزه می کنند.

the novel explored the psychological challenges faced by amnesiacs returning home.

رومان چالش‌های روانی را که افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند در بازگشت به خانه مواجه می‌شوند، بررسی کرد.

the medical team carefully assessed the cognitive abilities of the amnesiacs.

تیم پزشکی به دقت توانایی‌های شناختی افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند را ارزیابی کرد.

the artist created a poignant portrait series depicting the lives of amnesiacs.

هنرمند سری عکس‌های دردآوری ایجاد کرد که زندگی افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند را نمایش می‌دهد.

the legal system faces unique challenges when dealing with amnesiacs as witnesses.

سیستم قانونی چالش‌های منحصر به فردی را در هنگام کار با افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند به عنوان شاهدان مواجه می‌شود.

the play sensitively portrayed the emotional turmoil of amnesiacs trying to rebuild their lives.

نمایش به طور حساس ناامیدی عاطفی افرادی که از حافظه بیماری دچار شده اند را که در حال ساختن دوباره زندگی خود هستند، نمایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید