amphibians

[ایالات متحده]/æmˈfiːbiənz/
[بریتانیا]/amˈfibēən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیواناتی که می‌توانند هم در خشکی و هم در آب زندگی کنند؛ وسایل نقلیه آبی و زمینی؛ گیاهانی که می‌توانند هم در آب و هم در خشکی رشد کنند؛ هواپیماهایی که قادر به فعالیت هم در خشکی و هم در آب هستند.

جملات نمونه

amphibians are cold-blooded vertebrates.

قورباغه‌ها مهره‌داران بد‌ن خون سرد هستند.

the study of amphibians is called herpetology.

مطالعه داژگونه‌ها به نام هربه‌تولوژی شناخته می‌شود.

many amphibians live in damp environments.

بسیاری از داژگونه‌ها در محیط‌های مرطوب زندگی می‌کنند.

some amphibians have poisonous skin.

برخی از داژگونه‌ها پوست سمی دارند.

amphibians play an important role in the ecosystem.

داژگونه‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

the decline of amphibian populations is a cause for concern.

کاهش جمعیت داژگونه‌ها یک نگرانی است.

amphibians have unique adaptations for both land and water.

داژگونه‌ها سازگاری‌های منحصربه‌فردی هم برای خشکی و هم برای آب دارند.

scientists are studying amphibians to learn more about evolution.

دانشمندان در حال مطالعه داژگونه‌ها هستند تا بیشتر در مورد تکامل بیاموزند.

amphibians include frogs, toads, salamanders, and newts.

داژگونه‌ها شامل قورباغه‌ها، لاک‌پشت‌ها، سمندرها و بی‌مطقه ‌ای‌ها هستند.

conservation efforts are underway to protect amphibians from extinction.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از داژگونه‌ها در برابر انقراض در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید