Ordinarily, random thermal jigging of the molecules prevents sound waves from behaving analogously to light quanta.
معمولاً، ارتعاش حرارتی تصادفی مولکولها مانع از رفتار موجهای صوتی به طور مشابه با کوانتای نور میشود.
The user has the option of arranging the images analogously to various standard format X-ray film mounts.
کاربر این امکان را دارد که تصاویر را به طور مشابه با نصبهای فیلم رادیولوژی با فرمت استاندارد مختلف مرتب کند.
Analogously, they both share similar characteristics.
به طور مشابه، هر دو ویژگیهای مشابهی دارند.
The two concepts can be understood analogously.
این دو مفهوم را میتوان به طور مشابه درک کرد.
Analogously to the previous example, we can apply the same principle here.
به طور مشابه با مثال قبلی، میتوانیم همان اصل را در اینجا اعمال کنیم.
The team works together analogously to a well-oiled machine.
تیم به طور مشابه با یک ماشین خوب کار میکند.
Analogously, the company's success can be attributed to its strong leadership.
به طور مشابه، موفقیت شرکت را میتوان به رهبری قوی آن نسبت داد.
The two systems operate analogously in terms of efficiency.
دو سیستم از نظر کارایی به طور مشابه عمل میکنند.
Analogously to the human brain, computers can process vast amounts of information.
به طور مشابه با مغز انسان، رایانهها میتوانند حجم زیادی از اطلاعات را پردازش کنند.
The new software functions analogously to the old version but with improved features.
نرم افزار جدید به طور مشابه با نسخه قدیمی عمل میکند اما دارای ویژگیهای بهبود یافته است.
The process can be explained analogously to a relay race, with each team member passing the baton.
این فرآیند را میتوان به طور مشابه با یک مسابقه امدادی توضیح داد، که در آن هر یک از اعضای تیم چوب را به نفر بعدی میدهد.
Analogously to a puzzle, all the pieces need to fit together for the project to be successful.
به طور مشابه با یک پازل، همه قطعات باید با هم مطابقت داشته باشند تا پروژه موفق باشد.
Ordinarily, random thermal jigging of the molecules prevents sound waves from behaving analogously to light quanta.
معمولاً، ارتعاش حرارتی تصادفی مولکولها مانع از رفتار موجهای صوتی به طور مشابه با کوانتای نور میشود.
The user has the option of arranging the images analogously to various standard format X-ray film mounts.
کاربر این امکان را دارد که تصاویر را به طور مشابه با نصبهای فیلم رادیولوژی با فرمت استاندارد مختلف مرتب کند.
Analogously, they both share similar characteristics.
به طور مشابه، هر دو ویژگیهای مشابهی دارند.
The two concepts can be understood analogously.
این دو مفهوم را میتوان به طور مشابه درک کرد.
Analogously to the previous example, we can apply the same principle here.
به طور مشابه با مثال قبلی، میتوانیم همان اصل را در اینجا اعمال کنیم.
The team works together analogously to a well-oiled machine.
تیم به طور مشابه با یک ماشین خوب کار میکند.
Analogously, the company's success can be attributed to its strong leadership.
به طور مشابه، موفقیت شرکت را میتوان به رهبری قوی آن نسبت داد.
The two systems operate analogously in terms of efficiency.
دو سیستم از نظر کارایی به طور مشابه عمل میکنند.
Analogously to the human brain, computers can process vast amounts of information.
به طور مشابه با مغز انسان، رایانهها میتوانند حجم زیادی از اطلاعات را پردازش کنند.
The new software functions analogously to the old version but with improved features.
نرم افزار جدید به طور مشابه با نسخه قدیمی عمل میکند اما دارای ویژگیهای بهبود یافته است.
The process can be explained analogously to a relay race, with each team member passing the baton.
این فرآیند را میتوان به طور مشابه با یک مسابقه امدادی توضیح داد، که در آن هر یک از اعضای تیم چوب را به نفر بعدی میدهد.
Analogously to a puzzle, all the pieces need to fit together for the project to be successful.
به طور مشابه با یک پازل، همه قطعات باید با هم مطابقت داشته باشند تا پروژه موفق باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید