dissimilarly

[ایالات متحده]/dɪsˈɪmɪləli/
[بریتانیا]/dɪsˈɪmɪlɚli/

ترجمه

adv. به روش دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

dissimilarly affected

اثرگذاری متفاوت

dissimilarly structured

ساختار متفاوت

dissimilarly designed

طراحی متفاوت

dissimilarly applied

اعمال متفاوت

dissimilarly interpreted

تفسیر متفاوت

dissimilarly valued

ارزش متفاوت

dissimilarly perceived

درک متفاوت

dissimilarly presented

ارائه متفاوت

dissimilarly influenced

تحت تأثیر متفاوت قرار گرفتن

dissimilarly located

موقعیت متفاوت

جملات نمونه

people react dissimilarly to stress.

افراد به طور متفاوتی به استرس واکنش نشان می‌دهند.

children learn dissimilarly based on their environment.

کودکان بر اساس محیط خود به طور متفاوتی یاد می‌گیرند.

these two species adapt dissimilarly to climate change.

این دو گونه به طور متفاوتی با تغییرات آب و هوا سازگار می‌شوند.

responses to the medication were dissimilarly observed.

واکنش‌ها به دارو به طور متفاوتی مشاهده شد.

people's opinions on the matter vary dissimilarly.

نظرات مردم در مورد این موضوع به طور متفاوتی متفاوت است.

students perform dissimilarly on standardized tests.

دانشجویان در آزمون‌های استاندارد عملکرد متفاوتی دارند.

the two cultures express emotions dissimilarly.

دو فرهنگ احساسات را به طور متفاوتی بیان می‌کنند.

individuals process information dissimilarly based on their experiences.

افراد اطلاعات را بر اساس تجربیات خود به طور متفاوتی پردازش می‌کنند.

these products are marketed dissimilarly in different regions.

این محصولات در مناطق مختلف به طور متفاوتی بازاریابی می‌شوند.

people cope with grief dissimilarly after loss.

افراد پس از دست دادن غم و اندوه را به طور متفاوتی مدیریت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید