anesthetist

[ایالات متحده]/ˌænəˈθiːstɪst/
[بریتانیا]/ˌænəˈθiːstɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حرفه‌ای پزشکی که در تجویز بی‌هوشی تخصص دارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

anesthetist's role

نقش بیهوش‌کننده

anesthesiologist or anesthetist

بیهوش‌شناس یا بیهوش‌کننده

anesthetist's supervision

نظارت بیهوش‌کننده

anesthetist's expertise

تخصص بیهوش‌کننده

the anesthetist team

تیم بیهوش‌کننده

جملات نمونه

the anesthetist administered the medication carefully.

بیمار خواب به دقت دارو را تجویز کرد.

the patient was monitored by the anesthetist throughout the surgery.

بیمار در طول جراحی توسط بیهوش کننده تحت نظر قرار گرفت.

an experienced anesthetist is crucial for complex procedures.

یک بیهوش کننده با تجربه برای روش های پیچیده ضروری است.

the anesthetist explained the procedure to the patient beforehand.

بیهوش کننده قبل از عمل، روش را برای بیمار توضیح داد.

the anesthetist works closely with surgeons and nurses.

بیهوش کننده به طور نزدیک با جراحان و پرستاران کار می کند.

anesthesia is administered by a qualified anesthetist.

بیهوشی توسط یک بیهوش کننده واجد شرایط تجویز می شود.

the anesthetist ensured the patient remained comfortable during the procedure.

بیهوش کننده اطمینان حاصل کرد که بیمار در طول روش راحت است.

a dedicated team of nurses and an anesthetist cared for the patient.

یک تیم اختصاصی پرستاران و یک بیهوش کننده از بیمار مراقبت کردند.

the anesthetist is responsible for managing pain relief during surgery.

بیهوش کننده مسئول مدیریت تسکین درد در طول جراحی است.

patients often meet with the anesthetist before their operation.

بیماران اغلب قبل از عمل خود با بیهوش کننده ملاقات می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید