annealed steel
فولاد گرم شده
annealing process
فرآیند گرم کردن
annealed glass
شیشه گرم شده
being annealed
در حال گرم شدن
annealed copper
میخ گرم شده
annealed quickly
سریعاً گرم شده
annealed state
حالت گرم شده
annealing furnace
فرن گرم کردن
annealed samples
نمونه های گرم شده
annealing temperature
دماي گرم کردن
the steel was annealed to improve its ductility.
آهنپردازی فولاد به منظور بهبود انعطافپذیری آن انجام شد.
annealed glass is less likely to shatter into sharp pieces.
شیشهای که آهنپردازی شده است، کمتر ممکن است به قطعات تیز شکسته شود.
we annealed the copper wire to make it more workable.
ما سیم مس را آهنپردازی کردیم تا قابلیت کاربرد بیشتری داشته باشد.
the process involved carefully annealing the metal at a controlled temperature.
این فرآیند شامل آهنپردازی دقتآمیز فلز در دمای کنترلشده بود.
annealed silicon is used in many semiconductor devices.
سیلیکون آهنپردازیشده در بسیاری از دستگاههای نیمههادی استفاده میشود.
the annealed sample exhibited reduced internal stresses.
نمونهای که آهنپردازی شده بود، کاهش تنشهای داخلی را نشان داد.
annealed brass is easier to form into intricate shapes.
مس زیگی که آهنپردازی شده است، بهترین شکلهای پیچیده را ایجاد میکند.
they annealed the metal slowly to prevent cracking.
آنها فلز را بهآرامی آهنپردازی کردند تا شکستن جلوگیری شود.
the annealed state of the metal increased its softness.
حالت آهنپردازی فلز، نرمی آن را افزایش داد.
annealed aluminum is often used in cookware.
آلومینیوم آهنپردازیشده معمولاً در سفالهای پخت استفاده میشود.
the annealed metal showed improved machinability.
فلز آهنپردازیشده قابلیت ماشینکاری بهتری نشان داد.
annealed steel
فولاد گرم شده
annealing process
فرآیند گرم کردن
annealed glass
شیشه گرم شده
being annealed
در حال گرم شدن
annealed copper
میخ گرم شده
annealed quickly
سریعاً گرم شده
annealed state
حالت گرم شده
annealing furnace
فرن گرم کردن
annealed samples
نمونه های گرم شده
annealing temperature
دماي گرم کردن
the steel was annealed to improve its ductility.
آهنپردازی فولاد به منظور بهبود انعطافپذیری آن انجام شد.
annealed glass is less likely to shatter into sharp pieces.
شیشهای که آهنپردازی شده است، کمتر ممکن است به قطعات تیز شکسته شود.
we annealed the copper wire to make it more workable.
ما سیم مس را آهنپردازی کردیم تا قابلیت کاربرد بیشتری داشته باشد.
the process involved carefully annealing the metal at a controlled temperature.
این فرآیند شامل آهنپردازی دقتآمیز فلز در دمای کنترلشده بود.
annealed silicon is used in many semiconductor devices.
سیلیکون آهنپردازیشده در بسیاری از دستگاههای نیمههادی استفاده میشود.
the annealed sample exhibited reduced internal stresses.
نمونهای که آهنپردازی شده بود، کاهش تنشهای داخلی را نشان داد.
annealed brass is easier to form into intricate shapes.
مس زیگی که آهنپردازی شده است، بهترین شکلهای پیچیده را ایجاد میکند.
they annealed the metal slowly to prevent cracking.
آنها فلز را بهآرامی آهنپردازی کردند تا شکستن جلوگیری شود.
the annealed state of the metal increased its softness.
حالت آهنپردازی فلز، نرمی آن را افزایش داد.
annealed aluminum is often used in cookware.
آلومینیوم آهنپردازیشده معمولاً در سفالهای پخت استفاده میشود.
the annealed metal showed improved machinability.
فلز آهنپردازیشده قابلیت ماشینکاری بهتری نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید