annulled

[ایالات متحده]/əˈnʌld/
[بریتانیا]/əˈnʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به طور رسمی چیزی را غیر معتبر یا دیگر در حال اجرا اعلام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

annulled marriage

از بین بردن ازدواج

annulled contract

ابطال قرارداد

annulled election

ابطال انتخابات

annulled court order

ابطال دستور دادگاه

annulled agreement

ابطال توافق

annul a deal

ابطال یک معامله

annul the results

ابطال نتایج

جملات نمونه

the marriage was annulled due to fraud.

ازدواج به دلیل تقلب باطل شد.

the court annulled the contract.

دادگاه قرارداد را باطل کرد.

her previous engagement was annulled.

نامزدی قبلی او باطل شد.

the election results were annulled because of irregularities.

به دلیل تقلب، نتایج انتخابات باطل شد.

the judge annulled the sentence after reviewing the case.

قاضی پس از بررسی پرونده، حکم را باطل کرد.

he felt his dreams were annulled by reality.

او احساس کرد که رویاهایش توسط واقعیت باطل شده اند.

the treaty was annulled after a year of negotiations.

معاهده پس از یک سال مذاکره باطل شد.

the company's merger plans were annulled by the government.

برنامه‌های ادغام شرکت توسط دولت باطل شد.

the order was annulled due to a lack of evidence.

به دلیل فقدان مدرک، دستور باطل شد.

her hopes were annulled by the news.

امیدهای او توسط این خبر باطل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید