voided check
چک باطلشده
voided transaction
تراکنش باطلشده
voided ticket
بلیط باطلشده
voided warranty
گارانتی باطلشده
voided contract
قرارداد باطلشده
voided order
سفارش باطلشده
voided receipt
رسید باطلشده
voided policy
سیاست باطلشده
voided registration
ثبتنام باطلشده
voided claim
ادعا باطلشده
the contract was voided due to a breach of terms.
قرارداد به دلیل نقض شرایط باطل شد.
her membership was voided after the payment was missed.
عضویت او پس از عدم پرداخت لغو شد.
the ticket was voided because it was not validated.
بلیط به دلیل عدم تایید باطل شد.
all previous agreements were voided by the new policy.
همه توافقات قبلی توسط سیاست جدید باطل شد.
the transaction was voided at the customer's request.
معامله بنا بر درخواست مشتری باطل شد.
he realized the promise he made was voided by his actions.
او متوجه شد که وعدهای که داده بود به دلیل اقداماتش باطل شده است.
the warranty was voided after the product was tampered with.
گارانتی پس از دستکاری محصول باطل شد.
many laws were voided after the new constitution was adopted.
قوانین بسیاری پس از تصویب قانون اساسی جدید باطل شد.
the agreement was voided when one party withdrew.
توافق زمانی باطل شد که یک طرف کناره گیری کرد.
the application was voided due to incomplete information.
درخواست به دلیل اطلاعات ناقص باطل شد.
voided check
چک باطلشده
voided transaction
تراکنش باطلشده
voided ticket
بلیط باطلشده
voided warranty
گارانتی باطلشده
voided contract
قرارداد باطلشده
voided order
سفارش باطلشده
voided receipt
رسید باطلشده
voided policy
سیاست باطلشده
voided registration
ثبتنام باطلشده
voided claim
ادعا باطلشده
the contract was voided due to a breach of terms.
قرارداد به دلیل نقض شرایط باطل شد.
her membership was voided after the payment was missed.
عضویت او پس از عدم پرداخت لغو شد.
the ticket was voided because it was not validated.
بلیط به دلیل عدم تایید باطل شد.
all previous agreements were voided by the new policy.
همه توافقات قبلی توسط سیاست جدید باطل شد.
the transaction was voided at the customer's request.
معامله بنا بر درخواست مشتری باطل شد.
he realized the promise he made was voided by his actions.
او متوجه شد که وعدهای که داده بود به دلیل اقداماتش باطل شده است.
the warranty was voided after the product was tampered with.
گارانتی پس از دستکاری محصول باطل شد.
many laws were voided after the new constitution was adopted.
قوانین بسیاری پس از تصویب قانون اساسی جدید باطل شد.
the agreement was voided when one party withdrew.
توافق زمانی باطل شد که یک طرف کناره گیری کرد.
the application was voided due to incomplete information.
درخواست به دلیل اطلاعات ناقص باطل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید