voided

[ایالات متحده]/ˈvɔɪdɪd/
[بریتانیا]/ˈvɔɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بی‌اعتبار شده؛ باطل اعلام شده؛ لغو شده؛ دفع شده
adj. خالی؛ توخالی در طراحی؛ دارای فضا؛ رها شده؛ در مرکز خالی

عبارات و ترکیب‌ها

voided check

چک باطل‌شده

voided transaction

تراکنش باطل‌شده

voided ticket

بلیط باطل‌شده

voided warranty

گارانتی باطل‌شده

voided contract

قرارداد باطل‌شده

voided order

سفارش باطل‌شده

voided receipt

رسید باطل‌شده

voided policy

سیاست باطل‌شده

voided registration

ثبت‌نام باطل‌شده

voided claim

ادعا باطل‌شده

جملات نمونه

the contract was voided due to a breach of terms.

قرارداد به دلیل نقض شرایط باطل شد.

her membership was voided after the payment was missed.

عضویت او پس از عدم پرداخت لغو شد.

the ticket was voided because it was not validated.

بلیط به دلیل عدم تایید باطل شد.

all previous agreements were voided by the new policy.

همه توافقات قبلی توسط سیاست جدید باطل شد.

the transaction was voided at the customer's request.

معامله بنا بر درخواست مشتری باطل شد.

he realized the promise he made was voided by his actions.

او متوجه شد که وعده‌ای که داده بود به دلیل اقداماتش باطل شده است.

the warranty was voided after the product was tampered with.

گارانتی پس از دستکاری محصول باطل شد.

many laws were voided after the new constitution was adopted.

قوانین بسیاری پس از تصویب قانون اساسی جدید باطل شد.

the agreement was voided when one party withdrew.

توافق زمانی باطل شد که یک طرف کناره گیری کرد.

the application was voided due to incomplete information.

درخواست به دلیل اطلاعات ناقص باطل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید