abolished

[ایالات متحده]/[əˈbɒlɪʃt]/
[بریتانیا]/[əˈbɑːlɪʃt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پایان رساندن (یک سیستم، روش یا نهاد) به صورت رسمی؛ از بین بردن.
adj. که به طور رسمی به پایان رسیده است.

عبارات و ترکیب‌ها

abolished slavery

حذف برده‌داری

abolished the law

حذف قانون

abolishing capital punishment

حذف مجازات اعدام

abolished duties

حذف وظایف

being abolished

در حال حذف شدن

abolished system

حذف سیستم

abolished roles

حذف نقش‌ها

abolished tradition

حذف سنت

abolished practice

حذف عمل

abolished rights

حذف حقوق

جملات نمونه

the monarchy was abolished in 1917 after the russian revolution.

شاه‌نشین در سال ۱۹۱۷ پس از انقلاب روسیه لغو شد.

the practice of slavery was finally abolished in the 19th century.

برده‌داری سرانجام در قرن نوزدهم لغو شد.

the government abolished the death penalty in 1997.

دولت اعدام را در سال ۱۹۹۷ لغو کرد.

they abolished the outdated law after years of debate.

آنها قانون قدیمی را پس از سال‌ها بحث لغو کردند.

the tax was abolished due to widespread public opposition.

مالیات به دلیل مخالفت گسترده مردم لغو شد.

the university abolished the requirement for standardized tests.

دانشگاه نیاز به آزمون‌های استاندارد را لغو کرد.

the company abolished the dress code last year.

شرکت سال گذشته کد لباس را لغو کرد.

the old system was abolished and replaced with a new one.

سیستم قدیمی لغو شد و با یک سیستم جدید جایگزین شد.

the practice of corporal punishment was abolished in schools.

مجازات بدنی در مدارس لغو شد.

the parliament voted to abolish the controversial legislation.

پارلمان به لغو قانون بحث‌برانگیز رای داد.

the outdated policy was abolished to streamline operations.

برای ساده‌سازی عملیات، سیاست قدیمی لغو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید