antecede

[ایالات متحده]/ænˈtiːsiːd/
[بریتانیا]/anˈtɛːsid/

ترجمه

v به زمان یا ترتیب پیشی گرفتن؛ قبل آمدن؛ برتر بودن؛ برتری داشتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردantecedes
صفت یا فعل حال استمراریanteceding
زمان گذشتهanteceded
قسمت سوم فعلanteceded

عبارات و ترکیب‌ها

antecede the event

پیش‌بینی رویداد

antecede a decision

پیش‌بینی تصمیم

antecede the argument

پیش‌بینی استدلال

antecede in history

پیش‌بینی در تاریخ

antecede the rule

پیش‌بینی قانون

antecede a statement

پیش‌بینی اظهارنظر

antecede in time

پیش‌بینی در زمان

antecede a situation

پیش‌بینی وضعیت

جملات نمونه

the events that precede this one antecede it chronologically.

واقعه‌هایی که قبل از این اتفاق رخ می‌دهند، آن را به صورت ترتیبی پیشی می‌گیرند.

these laws antecede all modern regulations.

این قوانین بر همه مقررات مدرن تقدم دارند.

the author's earlier works antecede the current novel.

آثار قبلی نویسنده قبل از رمان فعلی هستند.

his actions antecede any official announcement.

اقدامات او مقدم بر هرگونه اعلامیه رسمی است.

the ancient ruins antecede recorded history.

این ویرانه‌های باستانی قبل از تاریخ ثبت‌شده وجود داشته‌اند.

these findings antecede the popular theory about this phenomenon.

این یافته‌ها مقدم بر نظریه محبوب در مورد این پدیده هستند.

the treaty's terms antecede any subsequent agreements.

شرایط معاهده مقدم بر هرگونه توافق بعدی است.

his research on the subject antecedes all others in this field.

تحقیقات او در این زمینه مقدم بر همه دیگران است.

the discovery of this artifact antecedes our understanding of this civilization.

کشف این مصنوعات مقدم بر درک ما از این تمدن است.

her artistic style antecedes the modern movement in painting.

سبک هنری او مقدم بر جنبش مدرن در نقاشی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید