anthrocentric

[ایالات متحده]/ˌænθrəˈsentrɪk/
[بریتانیا]/ˌænθroʊˈsentrɪk/

ترجمه

adj. مربوط به انسان‌دوستی به عنوان عنصر مرکزی یا مهم‌ترین عنصر وجود، به ویژه در مقابل خدا یا طبیعت.

جملات نمونه

modern environmental philosophy often criticizes the anthrocentric worldview that places humans at the center of all value.

فلسفه محیط زیست مدرن اغلب از منظر انسان‌محور که انسان را در مرکز همه ارزش‌ها قرار می‌دهد، انتقاد می‌کند.

the anthrocentric perspective has dominated western thought for centuries, leading to widespread environmental degradation.

دیدگاه انسان‌محور برای قرن‌ها بر تفکر غربی تسلط داشته است و منجر به تخریب گسترده محیط زیست شده است.

an anthrocentric approach to ecology fails to recognize the intrinsic value of ecosystems beyond human use.

رویکرد انسان‌محور به اکولوژی نمی‌تواند ارزش ذاتی اکوسیستم‌ها فراتر از استفاده انسان را تشخیص دهد.

critics argue that traditional economics reflects a deeply anthrocentric bias that ignores ecological limits.

منتقدان استدلال می‌کنند که اقتصاد سنتی بازتابی از یک تعصب عمیقاً انسان‌محور است که محدودیت‌های اکولوژیکی را نادیده می‌گیرد.

the anthrocentric view of nature treats the environment as a mere resource for human exploitation.

دیدگاه انسان‌محور از طبیعت، محیط زیست را صرفاً به عنوان منبعی برای بهره‌برداری انسان تلقی می‌کند.

environmental ethicists challenge the anthrocentric philosophy that limits moral consideration to human beings.

متخصصان اخلاق محیط زیست، فلسفه انسان‌محور را که ملاحظات اخلاقی را به انسان‌ها محدود می‌کند، به چالش می‌کشند.

our anthrocentric attitude toward wildlife has contributed to habitat loss and biodiversity decline.

نگاه انسان‌محور ما به حیات وحش به از دست رفتن زیستگاه و کاهش تنوع زیستی کمک کرده است.

the anthrocentric values embedded in consumer culture make sustainable living difficult to achieve.

ارزش‌های انسان‌محور تعبیه‌شده در فرهنگ مصرف‌گرایی، دستیابی به زندگی پایدار را دشوار می‌کند.

shifting away from anthrocentric thinking is essential for addressing the global climate crisis effectively.

دور شدن از تفکر انسان‌محور برای مقابله مؤثر با بحران جهانی آب و هوا ضروری است.

some scholars describe modern civilization as fundamentally anthrocentric in its relationship with the natural world.

برخی از محققان تمدن مدرن را به طور اساسی انسان‌محور در ارتباط خود با دنیای طبیعی توصیف می‌کنند.

the anthrocentric paradigm must be replaced with an ecocentric model that values all living systems.

این الگوی انسان‌محور باید با یک مدل فراگیر که از همه سیستم‌های زنده ارزش‌گذاری می‌کند، جایگزین شود.

deeply rooted anthrocentric assumptions continue to shape environmental policies in many countries.

فرضیات انسان‌محور عمیقاً ریشه‌دار همچنان سیاست‌های محیط زیستی را در بسیاری از کشورها شکل می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید