anti-climactic

[ایالات متحده]/[ˌæntiˈklaɪˌmæktɪk]/
[بریتانیا]/[ˌæntiˈklaɪˌmæktɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رویداد یا صحنه که به اوج نمی‌رسد.
adj. بدون تحریک؛ به اوج نرسیدن؛ مربوط به یا مشخص شده با کمبود اوج.

عبارات و ترکیب‌ها

an anti-climactic ending

پایانی که انتظار زیادی نمی‌کشد

so anti-climactic

به‌قدری کم‌اشتیاق

feeling anti-climactic

احساس کم‌اشتیاق

it was anti-climactic

این کم‌اشتیاق بود

an anti-climactic scene

یک صحنه کم‌اشتیاق

become anti-climactic

کم‌اشتیاق شد

rather anti-climactic

بیش‌تر کم‌اشتیاق

the anti-climactic moment

لحظه کم‌اشتیاق

seemed anti-climactic

به نظر می‌رسید کم‌اشتیاق است

totally anti-climactic

کاملاً کم‌اشتیاق

جملات نمونه

the film had a long build-up, but the ending was utterly anti-climactic.

فیلم دارای مقدمه‌ای طولانی بود، اما پایان کاملاً غیر منتظره و ناچیز بود.

after weeks of planning, the surprise party turned out to be rather anti-climactic.

پس از هفته‌های مجموعه‌سازی، جشن م-surprise به‌طور چشمگیری غیر منتظره و ناچیز شد.

the trial dragged on for months, only to end with an anti-climactic plea bargain.

این دادرسی به مدت ماه‌ها ادامه یافت، اما با یک توافق نامه خواهانه‌ای غیر منتظره پایان یافت.

his speech was full of promises, but the conclusion was disappointingly anti-climactic.

به گفته‌های او پر از وعده‌ها بود، اما نتیجه‌گیری غیر منتظره و ناچیز بود.

the rollercoaster climbed to the top, but the descent was surprisingly anti-climactic.

تکیه‌گاه به بالا رفت، اما نزول به‌طور غیرمنتظره‌ای ناچیز بود.

the game was tense until the final minute, but the winning goal was strangely anti-climactic.

بازی تا لحظه آخر تنش داشت، اما گل برنده به‌طور غیر عادی ناچیز بود.

the detective novel had a complex plot, but the resolution was a bit anti-climactic.

داستان جنایی دارای داستان پیچیده‌ای بود، اما پایان آن کمی ناچیز بود.

the concert started with a bang, but the rest of the performance was rather anti-climactic.

کنسرت با یک شروع شگفت‌انگیز آغاز شد، اما بقیه اجرای آن به‌طور چشمگیری ناچیز بود.

the proposal was elaborate and romantic, but the acceptance was surprisingly anti-climactic.

پیشنهاد پیچیده و شاعرانه بود، اما پذیرش آن به‌طور غیرمنتظره ناچیز بود.

the team worked tirelessly on the project, only to deliver an anti-climactic presentation.

تیم به طور نابغه‌ای روی پروژه کار کرد، اما ارائه‌ای ناچیز ارائه داد.

the news report built up a sense of anticipation, but the story itself was anti-climactic.

گزارش خبری احساس انتظار را ایجاد کرد، اما داستان خود ناچیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید