disappointing

[ایالات متحده]/ˌdɪsəˈpɔɪntɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdɪsəˈpɔɪntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناکام در برآورده کردن انتظارات یا آرزوها؛ باعث ناامیدی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdisappointing

جملات نمونه

the team made a disappointing start.

تیم شروع ناامیدکننده‌ای داشت.

his performance was disappointing to say the least.

بسیار ناامیدکننده بود، به طور خلاصه.

finished the marathon in a disappointing 12th place.

ماراتن را در جایگاه دوازدهم ناامیدکننده به پایان رساند.

It was a disappointing performance which lacked finesse.

این یک عملکرد ناامیدکننده بود که فاقد ظرافت بود.

a disappointing debate redeemed only by an outstanding speech.

بحثی ناامیدکننده که تنها با یک سخنرانی برجسته جبران شد.

The decision of National Express to break their contract is regretable and disappointing.

تصمیم شرکت ملی اکسپرس برای نقض قراردادشان ناامیدکننده و ناخوشایند بود.

The speech was most disappointing,it skirted round all the main questions.

سخنرانی بسیار ناامیدکننده بود، از همه سؤالات اصلی دور می‌شد.

What with the dry weather and a plague of greenfly, my roses are very disappointing this year.

با توجه به آب و هوای خشک و آفتی از مگس‌های سبز، گل‌های رز من امسال بسیار ناامیدکننده هستند.

His decision to resign was disappointing, but it’s no use crying over spilt milk. We need to concentrate on finding someone to replace him.

تصمیم او برای استعفا ناامیدکننده بود، اما گریه کردن روی شیر بی‌فایده است. ما باید روی یافتن کسی برای جایگزینی او تمرکز کنیم.

نمونه‌های واقعی

Both of us, for instance, had very disappointing fathers...very disappointing indeed.

هر دوی ما، به عنوان مثال، پدرانی بسیار ناامیدکننده داشتیم...بسیار ناامیدکننده.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Now that we've found over 4,100 exoplanets, we've learned something rather disappointing.

حالا که بیش از 4100 سیاره فراخوکی را کشف کرده‌ایم، متوجه چیزی نسبتاً ناامیدکننده شده‌ایم.

منبع: If there is a if.

163. I pointed out the joint on the coin at the disappointing appointment.

163. من به مفاصل روی سکه در قرار ملاقات ناامیدکننده اشاره کردم.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

And the results actually have been quite disappointing.

و نتایج در واقع نسبتاً ناامیدکننده بوده اند.

منبع: VOA Standard September 2015 Collection

I've never been any good at disappointing Rick.

من هرگز در ناامید کردن ریک خوب نبوده ام.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

The reality might be a little disappointing.

واقعیت ممکن است کمی ناامیدکننده باشد.

منبع: If there is a if.

The weather this fall has been disappointing.

آب و هوا در این پاییز ناامیدکننده بوده است.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Performance of the stock has obviously been disappointing.

عملکرد سهام به وضوح ناامیدکننده بوده است.

منبع: CNN 10 Student English December 2019 Collection

That was a somewhat disappointing result for me.

آن نتیجه برای من کمی ناامیدکننده بود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید