anti-climax

[ایالات متحده]/[ˌæntiˈklaɪ.mæks]/
[بریتانیا]/[ˌæntiˈklaɪ.mæks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایان ناامید آور از یک سری رویداد یا دوره از هیجان؛ کاهش ناگهانی در هیجان یا علاقه؛ یک دستگاه ادبی که شامل یک پایانی است که کمتر جذاب از آنچه که انتظار می‌رود است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

an anti-climax

پایان بی‌مغز

avoided anti-climax

پایان بی‌مغز جلوگیری شد

felt anti-climax

پایان بی‌مغز احساس شد

total anti-climax

کلیت پایان بی‌مغز

anti-climax ending

پایان بی‌مغز

after an anti-climax

پس از پایان بی‌مغز

such an anti-climax

چنین پایان بی‌مغزی

the anti-climax

پایان بی‌مغز

was an anti-climax

پایان بی‌مغز بود

ending in anti-climax

پایان در پایان بی‌مغز

جملات نمونه

the elaborate plot twist led to a disappointing anti-climax.

گردش داستان پیچیده‌ای بود که منجر به یک پایان ناامید کننده شد.

after weeks of anticipation, the film's ending was a complete anti-climax.

پس از هفته‌هایی انتظار، پایان فیلم یک پایان کاملاً ناامید کننده بود.

the presentation built up to a crescendo, but the conclusion was a stark anti-climax.

ارائه به سوی یک اوج رفته بود، اما پایان آن یک پایان واضح و ناامید کننده بود.

the comedian's routine suffered from a series of anti-climax jokes.

روش کمدی‌گو از یک سری داستان‌های ناامید کننده رنج می‌برد.

the team's championship hopes ended in a frustrating anti-climax.

امیدهای تیم به عنوان قهرمان به یک پایان ناامید کننده ختم شد.

the proposal was romantic, but the restaurant choice felt like an anti-climax.

پیشنهاد عاشقانه بود، اما انتخاب رستوران مانند یک پایان ناامید کننده به نظر می‌رسید.

the concert started strong, but the final song was a major anti-climax.

کنسرت با قدرت شروع شد، اما آهنگ آخر یک پایان بزرگ ناامید کننده بود.

the investigation revealed a mundane truth, a frustrating anti-climax for everyone involved.

تحقيقات یک واقعیت معمولی را نشان داد، که یک پایان ناامید کننده برای همه مرتبط بود.

the novel's lengthy build-up resulted in a rather underwhelming anti-climax.

ساختار طولانی رمان منجر به یک پایان ناامید کننده و ضعیف شد.

the game was exciting until the final moments, which proved to be a disappointing anti-climax.

بازی تا لحظات آخر جالب بود، که ثابت شد یک پایان ناامید کننده است.

the speaker promised a groundbreaking announcement, but delivered a disappointing anti-climax.

خاطر‌انگیز اعلام کرد که یک اعلام اساسی را ارائه خواهد داد، اما یک پایان ناامید کننده ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید