antipathetic

[ایالات متحده]/ˌæntɪpə'θetɪk/
[بریتانیا]/æn,tɪpə'θɛtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت مخالف یا بیزار; احساس تنفر یا انزجار شدید.

جملات نمونه

antipathetic to new ideas.

مخالف ایده های جدید.

He is antipathetic to dogs.

او نسبت به سگ ها بی تفاوت است.

it is human nature to be antipathetic to change.

در طبیعت انسان این است که نسبت به تغییرات بی تفاوت باشد.

He is antipathetic(al) to dogs.

او نسبت به سگ ها بی تفاوت است.

antipathetic factions within the party.

گروه های مخالف درون حزب.

These nations are antipathetic(al) to each other and cannot unite.

این کشورها نسبت به یکدیگر بی تفاوت هستند و نمی توانند متحد شوند.

نمونه‌های واقعی

An Englishman spoke to him from across the aisle but he found something antipathetic in the English lately.

یک انگلیسی از آن طرف راهرو با او صحبت کرد، اما اخیراً چیزی غیرقابل تحمل در انگلیسی‌ها پیدا کرد.

منبع: The Night is Gentle (Part Two)

And they left the tent together, this pot-bellied man and florid woman, in the antipathetic, recriminatory mood of the average husband and wife of Christendom.

و آنها چادر را با هم ترک کردند، این مرد شکم‌گنده و زن صورتی، در حال و هوای غیرقابل تحمل و متهم‌کننده زوج‌های متوسط ​​مسیحیت.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

A tender, gentle sentimentality prevails from cover to cover; a quality which was always afterwards antipathetic to Tolstoy, and one which he sedulously excluded from his other romances.

یک احساسات لطیف و ملایم در سراسر کتاب حاکم است؛ خصلتی که بعداً همیشه برای تولستوی غیرقابل تحمل بود و او به طور مداوم آن را از رمان‌های دیگر خود حذف کرد.

منبع: The Biography of Tolstoy

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید