appraisable qualities
ویژگیهای ارزشیابی پذیر
appraisable performance
عملکرد قابل ارزیابی
an appraisable skill
یک مهارت قابل ارزیابی
appraisable progress
پیشرفت قابل ارزیابی
appraisable efforts
تلاشهای قابل ارزیابی
appraisable outcome
نتیجه قابل ارزیابی
appraisable assets
داراییهای قابل ارزیابی
the value of the artwork is appraisable by experts.
ارزش اثر هنری را میتوان توسط کارشناسان ارزیابی کرد.
her skills are appraisable through her past performances.
میتوان مهارتهای او را از طریق عملکرد گذشتهاش ارزیابی کرد.
the project's success is appraisable based on its outcomes.
میتوان موفقیت پروژه را بر اساس نتایج آن ارزیابی کرد.
his contributions to the team are appraisable in various ways.
میتوان مشارکتهای او با تیم را به روشهای مختلف ارزیابی کرد.
the appraisable assets include real estate and investments.
داراییهای قابل ارزیابی شامل املاک و سرمایهگذاریها است.
she has an appraisable talent for music.
او استعداد قابل ارزیابی برای موسیقی دارد.
the report provides appraisable metrics for performance evaluation.
گزارش معیارهای قابل ارزیابی برای ارزیابی عملکرد ارائه میدهد.
the benefits of the program are appraisable over time.
میتوان مزایای برنامه را در طول زمان ارزیابی کرد.
his leadership qualities are appraisable through feedback.
میتوان ویژگیهای رهبری او را از طریق بازخورد ارزیابی کرد.
the appraisable features of the product attract many buyers.
ویژگیهای قابل ارزیابی محصول بسیاری از خریداران را جذب میکند.
appraisable qualities
ویژگیهای ارزشیابی پذیر
appraisable performance
عملکرد قابل ارزیابی
an appraisable skill
یک مهارت قابل ارزیابی
appraisable progress
پیشرفت قابل ارزیابی
appraisable efforts
تلاشهای قابل ارزیابی
appraisable outcome
نتیجه قابل ارزیابی
appraisable assets
داراییهای قابل ارزیابی
the value of the artwork is appraisable by experts.
ارزش اثر هنری را میتوان توسط کارشناسان ارزیابی کرد.
her skills are appraisable through her past performances.
میتوان مهارتهای او را از طریق عملکرد گذشتهاش ارزیابی کرد.
the project's success is appraisable based on its outcomes.
میتوان موفقیت پروژه را بر اساس نتایج آن ارزیابی کرد.
his contributions to the team are appraisable in various ways.
میتوان مشارکتهای او با تیم را به روشهای مختلف ارزیابی کرد.
the appraisable assets include real estate and investments.
داراییهای قابل ارزیابی شامل املاک و سرمایهگذاریها است.
she has an appraisable talent for music.
او استعداد قابل ارزیابی برای موسیقی دارد.
the report provides appraisable metrics for performance evaluation.
گزارش معیارهای قابل ارزیابی برای ارزیابی عملکرد ارائه میدهد.
the benefits of the program are appraisable over time.
میتوان مزایای برنامه را در طول زمان ارزیابی کرد.
his leadership qualities are appraisable through feedback.
میتوان ویژگیهای رهبری او را از طریق بازخورد ارزیابی کرد.
the appraisable features of the product attract many buyers.
ویژگیهای قابل ارزیابی محصول بسیاری از خریداران را جذب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید