invaluable

[ایالات متحده]/ɪnˈvæljuəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈvæljuəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت با ارزش و غیر قابل تخمین

عبارات و ترکیب‌ها

an invaluable asset

یک دارایی بسیار ارزشمند

provide invaluable support

ارائه پشتیبانی بسیار ارزشمند

invaluable experience

تجربه بسیار ارزشمند

جملات نمونه

an invaluable source of information.

یک منبع ارزشمند اطلاعات

This information was invaluable to him.

این اطلاعات برای او بسیار ارزشمند بود.

a caring and invaluable friend.

یک دوست دلسوز و بسیار ارزشمند

invaluable paintings; invaluable help.See Synonyms at costly

تابلوهای گران‌بها؛ کمک‌های گران‌بها. به مترادف‌ها در costly مراجعه کنید

staff have proved invaluable in framing the proposals.

کارمندان در تدوین پیشنهادات بسیار ارزشمند بوده‌اند.

John acknowledged Jill's invaluable help.

جان کمک ارزشمند جیل را تایید کرد.

A computer would have been invaluable for this job.

یک کامپیوتر برای این کار بسیار ارزشمند بود.

No doubt he'd been looking forward to the wedding ever since it was announced, as an invaluable chance to cut a figure and do some good public relations work.

مطمئناً از زمان اعلام آن، او منتظر عروسی بوده است، زیرا فرصتی ارزشمند برای ایجاد چهره و انجام کارهای روابط عمومی خوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید