appreciation

[ایالات متحده]/əˌpriːʃiˈeɪʃn/
[بریتانیا]/əˌpriːʃiˈeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شناسایی; ارزیابی; قدردانی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep appreciation

قدردانی عمیق

show appreciation

نشان دادن قدردانی

aesthetic appreciation

قدردانی زیبایی‌شناختی

capital appreciation

افزایش سرمایه

music appreciation

قدردانی از موسیقی

currency appreciation

ارزش‌گذاری ارز

artistic appreciation

قدردانی هنری

appreciation tax

مالیات قدردانی

stock appreciation

افزایش ارزش سهام

جملات نمونه

appreciation of a currency

قدردانی از ارز

the appreciation of the franc against the pound.

ارزش‌گذاری فرانک در برابر پوند.

write a brief appreciation of a book

نوشتن یک قدردانی مختصر از یک کتاب

they would be the first to show their appreciation .

آنها اولین کسانی بودند که قدردانی خود را نشان دادند.

they have an appreciation of the needs of users.

آنها درک نیازهای کاربران را دارند.

She gazed in appreciation at the scene.

او با تحسین به منظره نگاه کرد.

An appreciation of art will enrich your life.

قدردانی از هنر زندگی شما را غنی می کند.

despite herself Fran felt a ripple of appreciation for his beauty.

با وجود خود، فرن احساس کرد که قدردانی از زیبایی او وجود دارد.

She showed an appreciation of my help.

او قدردانی خود را از کمک من نشان داد.

I have now developed an appreciation of poetry.

من اکنون قدردانی از شعر را توسعه داده ام.

The course aims to develop the children’s appreciation of music in performance.

هدف این دوره توسعه قدردانی کودکان از موسیقی در اجرا است.

She had no appreciation of the difficulties we were facing.

او درک نمی کرد که چه مشکلاتی با آن مواجه هستیم.

There is a growing appreciation of the need for change.

قدردانی روزافزونی از نیاز به تغییر وجود دارد.

I’ll be sending them a donation in appreciation of their help.

من در ازای کمک آنها مبلغی را به آنها اهدا خواهم کرد.

Show your appreciation by little acts of kindness.

با اعمال کوچک مهربانی خود را نشان دهید.

Appreciation of works of art is bound to be dominated by a particular kind of interest.

قدردانی از آثار هنری به احتمال زیاد تحت تأثیر نوع خاصی از علاقه قرار می گیرد.

I would like to express my appreciation and thanks to you all.

می خواهم قدردانی و تشکر خود را از شما همه ابراز کنم.

نمونه‌های واقعی

She showed her appreciation for my help.

او قدردانی خود را برای کمک من نشان داد.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

It controls your appreciation of music, colour, and art.

این کنترل شما بر قدردانی از موسیقی، رنگ و هنر را کنترل می کند.

منبع: Recite for the King Volume 4 (All 60 lessons)

How do you express your appreciation for your grandmother?

چگونه قدردانی خود را از مادربزرگتان نشان می دهید؟

منبع: IELTS Speaking High Score Model

To show my appreciation to him.

برای نشان دادن قدردانی خودم از او.

منبع: Teacher's Day Column

He's got an appreciation for other murderers, as well.

او همچنین قدردانی از سایر آدمکش ها دارد.

منبع: English little tyrant

Ted was fond of these ambitious, politically astute women and wanted to show his appreciation.

تد از این زنان جاه طلب و باهوش سیاسی خوشش می آمد و می خواست قدردانی خود را نشان دهد.

منبع: Time

Quite simply, it gives us greater appreciation of our own lives.

به سادگی، به ما کمک می کند تا قدردانی بیشتری از زندگی خود داشته باشیم.

منبع: Psychology Mini Class

NPR's Neda Ulaby has this appreciation.

NPR's Neda Ulaby این قدردانی را دارد.

منبع: NPR News March 2014 Compilation

NPR's Nether Olderby has this appreciation.

NPR's Nether Olderby این قدردانی را دارد.

منبع: NPR News April 2013 Collection

NPR's Elizabeth Blair has this appreciation.

NPR's Elizabeth Blair این قدردانی را دارد.

منبع: NPR News July 2013 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید