approbatory

[ایالات متحده]/əˈprəʊbətɔːri/
[بریتانیا]/ˌæprəʊˈbætərɪ/

ترجمه

adj. ابراز تأیید یا ستایش

عبارات و ترکیب‌ها

receive approbatory nods

دریافت تحسین

an approbatory glance

نگاه تایید

جملات نمونه

the teacher gave an approbatory nod to the student's work.

معلم با اشاره تأییدآمیز به کار دانش آموز سر تکان داد.

her approbatory comments boosted his confidence.

نظرات تأییدآمیز او باعث افزایش اعتماد به نفس او شد.

he received approbatory reviews for his latest novel.

او نظرات مثبت و تأییدآمیزی را برای رمان جدیدش دریافت کرد.

the committee issued an approbatory statement about the new policy.

کمیته بیانیه تأییدیه ای در مورد سیاست جدید منتشر کرد.

she felt proud after receiving approbatory feedback from her peers.

او بعد از دریافت بازخورد تأییدیه ای از همکارانش احساس افتخار کرد.

the artist's work was met with approbatory applause at the gallery.

کارهای هنرمند با تشویق و تحسین در گالری مورد استقبال قرار گرفت.

his approbatory remarks encouraged the team to strive harder.

اظهارات تأییدیه ای او باعث شد تیم برای تلاش بیشتر تشویق شود.

she received an approbatory letter from the university.

او یک نامه تأییدیه از دانشگاه دریافت کرد.

the film received approbatory reactions from critics and audiences alike.

فیلم با واکنش های مثبت و تأییدیه ای از منتقدان و مخاطبان روبرو شد.

his approbatory tone made the discussion more positive.

لحن تأییدیه ای او باعث شد بحث مثبت تر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید