consents

[ایالات متحده]/kənˈsɛnts/
[بریتانیا]/kənˈsɛnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجازه یا توافق
v. توافق کردن یا اجازه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

informed consents

رضایت‌های آگاهانه

implied consents

رضایت‌های ضمنی

written consents

رضایت‌های کتبی

verbal consents

رضایت‌های شفاهی

parental consents

رضایت‌های والدین

explicit consents

رضایت‌های صریح

digital consents

رضایت‌های دیجیتال

medical consents

رضایت‌های پزشکی

voluntary consents

رضایت‌های داوطلبانه

conditional consents

رضایت‌های مشروط

جملات نمونه

the patient consents to the treatment after understanding the risks.

بیمار پس از درک خطرات، به درمان رضایت می‌دهد.

she consents to the use of her image in the advertisement.

او به استفاده از تصویرش در تبلیغات رضایت می‌دهد.

before the study begins, participants must give their consents.

قبل از شروع مطالعه، شرکت‌کنندگان باید رضایت خود را اعلام کنند.

the parents consents to their child's participation in the event.

والدین به شرکت فرزندشان در رویداد رضایت می‌دهد.

the committee will not proceed unless everyone consents.

کمیته بدون رضایت همه پیش نمی‌رود.

he consents to share his personal data for the survey.

او به اشتراک گذاری اطلاعات شخصی خود برای نظرسنجی رضایت می‌دهد.

they need to ensure that all parties consent to the agreement.

آنها باید اطمینان حاصل کنند که همه طرفین با توافق موافق هستند.

the contract is valid only if both sides consent.

قرارداد تنها در صورتی معتبر است که هر دو طرف موافق باشند.

the lawyer explained the terms before she consents.

وکیل قبل از رضایت او شرایط را توضیح داد.

he consents to the changes made in the policy.

او با تغییرات ایجاد شده در سیاست موافق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید