arcwise

[ایالات متحده]/ˈɑːkwaɪz/
[بریتانیا]/ˈɑːrkwaɪz/

ترجمه

adv. به صورت یک کمان؛ منحنی؛ در کمان

عبارات و ترکیب‌ها

arcwise connected

ارکویس وصل

arcwise continuous

ارکویس پیوسته

arcwise path

ارکویس مسیر

arcwise convergence

ارکویس همگرایی

arcwise motion

ارکویس حرکت

arcwise trajectory

ارکویس مسیر حرکت

arcwise movement

ارکویس حرکت

arcwise curve

ارکویس منحنی

arcwise connectedness

ارکویس وصل بودن

arcwise continuous function

تابع ارکویس پیوسته

جملات نمونه

the function is arcwise continuous on this interval.

این تابع در این بازه پیوسته مسیری است.

these two points are arcwise connected in the plane.

این دو نقطه در صفحه به صورت مسیری به هم وصل شده‌اند.

the curve exhibits arcwise convergence to the limit.

این منحنی همگرایی مسیری به حد را نشان می‌دهد.

we need to ensure arcwise connectedness of the set.

ما باید پیوستگی مسیری مجموعه را تضمین کنیم.

the transformation preserves arcwise structure.

این تبدیل ساختار مسیری را حفظ می‌کند.

arcwise displacement can be calculated using this formula.

تغییر مسیری می‌تواند با استفاده از این فرمول محاسبه شود.

the path is arcwise smooth and differentiable.

این مسیر نرم و قابل مشتق‌گیری مسیری است.

topology experts study arcwise connectedness extensively.

متخصصان توپولوژی به طور گسترده پیوستگی مسیری را مطالعه می‌کنند.

arcwise homotopy connects the two curves.

هموتوپی مسیری دو منحنی را به هم متصل می‌کند.

this space has the property of arcwise connectedness.

این فضای ویژگی پیوستگی مسیری را دارد.

the particle follows an arcwise trajectory.

ذره مسیری را دنبال می‌کند.

arcwise connectedness is a key topological property.

پیوستگی مسیری یک ویژگی توپولوژیکی کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید