curvedly shaped
شکلگونه منحنی
curvedly designed
طراحیشده منحنی
curvedly moving
حرکتکننده منحنی
curvedly flowing
جریاندار منحنی
curvedly bending
مکرنشده منحنی
curvedly styled
سبکشده منحنی
curvedly formed
تشکیلشده منحنی
curvedly crafted
ساختهشده منحنی
curvedly outlined
چیدمان منحنی
curvedly rendered
نگاشتهشده منحنی
the river curvedly winds through the ancient valley, creating a mesmerizing landscape.
رودخانه به صورت منحنی از دشت باستان عبور کرده و یک منظره جذاب ایجاد میکند.
the architect curvedly designed the bridge to blend harmoniously with the surrounding mountains.
معمار به صورت منحنی پل را طراحی کرد تا با کوههای اطراف به هم پیوستگی داشته باشد.
the coastline curvedly extends for miles, forming a natural barrier against the sea.
کرانه ساحل به صورت منحنی به میلۀها امتداد مییابد و یک مانع طبیعی علیه دریا ایجاد میکند.
the path curvedly ascends the hillside, offering breathtaking views at every turn.
راه به صورت منحنی به سمت بالای پهنه کوهستان میرود و در هر زوایه نمای بینظیری ارائه میدهد.
the artist curvedly shaped the sculpture to evoke a sense of dynamic movement.
هنرمند به صورت منحنی این مجسمه را شکل داد تا احساس حرکت دینامیکی ایجاد کند.
the road curvedly snakes through the dense forest, revealing hidden wonders along the way.
جاده به صورت منحنی از درختان گچهگچه عبور میکند و در طول مسیر عجایب پنهانی را آشکار میکند.
the furniture curvedly follows the contours of the human body for maximum comfort.
مبلمان به صورت منحنی با منحنیهای بدن انسان همخوانی دارد تا راحتی بیشتری ایجاد کند.
the garden path curvedly meanders past colorful flower beds and tranquil ponds.
راه گیاهان به صورت منحنی از بستر گلهای رنگارنگ و استخرهای آرامشبخش عبور میکند.
the staircase curvedly spirals upward to the top of the tower, creating an elegant focal point.
پلهها به صورت منحنی به سمت بالای برج میچرخند و یک نقطه تمرکز ظرافتآمیز ایجاد میکنند.
the coastline curvedly unfolds like a painted masterpiece along the horizon.
کرانه ساحل به صورت منحنی در افق باز میشود مانند یک اثر نقاشی بزرگ.
the dancer curvedly moves across the stage with graceful fluidity.
نوازنده به صورت منحنی در صحنه حرکت میکند با یک حرکت ظرافتآمیز.
the mountain road curvedly winds through the treacherous pass, testing every driver's skill.
جاده کوهستانی به صورت منحنی از مسیر خطرناک عبور میکند و مهارت هر راننده را آزمایش میکند.
curvedly shaped
شکلگونه منحنی
curvedly designed
طراحیشده منحنی
curvedly moving
حرکتکننده منحنی
curvedly flowing
جریاندار منحنی
curvedly bending
مکرنشده منحنی
curvedly styled
سبکشده منحنی
curvedly formed
تشکیلشده منحنی
curvedly crafted
ساختهشده منحنی
curvedly outlined
چیدمان منحنی
curvedly rendered
نگاشتهشده منحنی
the river curvedly winds through the ancient valley, creating a mesmerizing landscape.
رودخانه به صورت منحنی از دشت باستان عبور کرده و یک منظره جذاب ایجاد میکند.
the architect curvedly designed the bridge to blend harmoniously with the surrounding mountains.
معمار به صورت منحنی پل را طراحی کرد تا با کوههای اطراف به هم پیوستگی داشته باشد.
the coastline curvedly extends for miles, forming a natural barrier against the sea.
کرانه ساحل به صورت منحنی به میلۀها امتداد مییابد و یک مانع طبیعی علیه دریا ایجاد میکند.
the path curvedly ascends the hillside, offering breathtaking views at every turn.
راه به صورت منحنی به سمت بالای پهنه کوهستان میرود و در هر زوایه نمای بینظیری ارائه میدهد.
the artist curvedly shaped the sculpture to evoke a sense of dynamic movement.
هنرمند به صورت منحنی این مجسمه را شکل داد تا احساس حرکت دینامیکی ایجاد کند.
the road curvedly snakes through the dense forest, revealing hidden wonders along the way.
جاده به صورت منحنی از درختان گچهگچه عبور میکند و در طول مسیر عجایب پنهانی را آشکار میکند.
the furniture curvedly follows the contours of the human body for maximum comfort.
مبلمان به صورت منحنی با منحنیهای بدن انسان همخوانی دارد تا راحتی بیشتری ایجاد کند.
the garden path curvedly meanders past colorful flower beds and tranquil ponds.
راه گیاهان به صورت منحنی از بستر گلهای رنگارنگ و استخرهای آرامشبخش عبور میکند.
the staircase curvedly spirals upward to the top of the tower, creating an elegant focal point.
پلهها به صورت منحنی به سمت بالای برج میچرخند و یک نقطه تمرکز ظرافتآمیز ایجاد میکنند.
the coastline curvedly unfolds like a painted masterpiece along the horizon.
کرانه ساحل به صورت منحنی در افق باز میشود مانند یک اثر نقاشی بزرگ.
the dancer curvedly moves across the stage with graceful fluidity.
نوازنده به صورت منحنی در صحنه حرکت میکند با یک حرکت ظرافتآمیز.
the mountain road curvedly winds through the treacherous pass, testing every driver's skill.
جاده کوهستانی به صورت منحنی از مسیر خطرناک عبور میکند و مهارت هر راننده را آزمایش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید